زند بر خرمن شادیّ و غم برق جمال تو
نباشد عشق را کاری، به هجران و وصال تو
قدح پیمای دیدارم، نه خون است اینکه می بارم
می آلود است جام دیده ام از رنگ آل تو
چه فیض است این تعالی الله که در دربای می گم شد
سبوی شبنم از خورشید حسن بی زوال تو؟
ز چشمم دیدهٔ خورشید محشر خیره می گردد
چو خوابم شد شبیخون خورده خیل خیال تو
حزین از باده نتوانم شکیبا شد، تو خود دانی
شکستم توبه را، برگردن زاهد وبال تو
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی معشوق خود و احساسات عاشقانهاش اشاره میکند. او زندگی خود را به خرمن شادی و غم تبدیل میکند و عشق را بیتوجه به جدایی و وصال میداند. شاعر به تأثیر عمیق دیدار معشوق اشاره کرده و میگوید که آنچه در چشمانش میبیند، او را خیره میکند. همچنین احساس ناتوانی در برابر عشق و باده را ابراز میکند و به شکستن توبهاش به خاطر عشق اشاره میکند. در کل، شعر زیبای او سرشار از عشقی عمیق و تلخی جدایی است.
هوش مصنوعی: زندگی در میان شادیها و غمها، زیبایی تو به قدری است که عشق به چیز دیگری فکر نمیکند، حتی به جدایی یا وصال.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به توصیف حسی از عشق و اشتیاق میپردازد. او میگوید که احساساتی که از دیدن محبوبش به او دست میدهد، شبیه به شراب است، نه خون. این به این معناست که عشقش شیرین و لذتبخش است و نه دردناک. همچنین، شاعر احساس میکند که چشمانش به رنگ محبوبش آغشته شده است، به طوری که میتوان گفت این عشق در تمام وجود او نفوذ کرده و دنیایش را رنگی کرده است.
هوش مصنوعی: این چه نعمت بزرگی است از جانب خدا که در دل شب، هنگام تاریکی، زیبایی و نور تو مانند شبنم در کوزهای نمایان میشود و همیشه پایدار است؟
هوش مصنوعی: چشمم به نور خورشید خیره شده و انگار در خواب هستم، مانند شبزدهای که ناگهان با هجوم خیال تو مواجه شده است.
هوش مصنوعی: من نمیتوانم در برابر شراب صبر کنم، تو خود میدانی که توبهام را شکستم و بار آن بر دوش زاهد سنگینی میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ندارم گرچه آن دیده که بینم درجمال تو
نیم نومید چون عمرم گذشت اندرخیال تو
تو جنّت را به نیکان ده ،منِ بد را به دوزخ بَر
که بس باشد مرا آنجا ،تمنّای وصال تو
من دیوانه در دوزخ به زنجیر تو خوش باشم
[...]
زهی بالا بلندان سر به پیش از اعتدال تو
مقوس ابروان در سجدهٔ مشگین هلال تو
همایون طایران باغ حسن از شعلهٔ حسنت
بر آتش پر زنان پروانهٔ شمع جمال تو
زلیخا بر تلف گردیدن اوقات خود گرید
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.