زهی بالا بلندان سر به پیش از اعتدال تو
مقوس ابروان در سجدهٔ مشگین هلال تو
همایون طایران باغ حسن از شعلهٔ حسنت
بر آتش پر زنان پروانهٔ شمع جمال تو
زلیخا بر تلف گردیدن اوقات خود گرید
به روز حشر اگر بیند رخ فرخنده فال تو
ز دل کردم برون بهر نزولت جملهٔ خوبان را
که دارد با جدائی خوی مشتاق جمال تو
حریف بزم وصلم لیک کلفت ناکم از ساقی
که با غیرم مساوی میدهد جام وصال تو
درین باغند عالی شاخها بیحد چه سود اما
که محروم است از پرواز مرغ بسته بال تو
ز غیرت در حریم حرمت او محتشم داری
حسد بر حال محرومان مبادا کس به حال تو
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جذابیت یک معشوق میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویری زیبا و استعارات دلنشین، ابراز عشق و محبت خود را نسبت به معشوق بیان میکند. او معشوق را بالا و بلندی میداند که جذابیتش همه را مجذوب میکند. همچنین به شمع و پروانه اشاره میکند که نشاندهنده سوز و شوق عاشقانه است. شاعر به نصیحتی پرداخته و میگوید که هیچکس نمیتواند به معشوق نزدیک شود و حسرت بر دل محرومان بماند. درکل، متن درباره عشق عمیق و آرزوی وصال به معشوق است.
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و جذابیت چهره و قامت معشوق اشاره دارد. شاعر از بلندی و قوس ابروان معشوق سخن میگوید و این ویژگیها را با حالت سر به زمین گذاشتن در سجده مقایسه میکند. به طور کلی، تصویرسازی از زیبایی و معصومیت معشوق به خوبی در این متن نشان داده شده است.
هوش مصنوعی: پرندههای خوشبخت باغ زیبایی تو، به خاطر نور زیباییات در حال سوختن هستند و پروانهها به شمع زیباییات چنگ میزنند.
هوش مصنوعی: زلیخا در روز قیامت اگر چهرهات را ببیند، به خاطر از دست رفتن زمانهای خود گریه خواهد کرد.
هوش مصنوعی: از دل خود به خاطر وصالت همه ی زیباییها را دور کردم، چون جدایی از تو عشق و رغبت به جمال تو را در من بیدار کرده است.
هوش مصنوعی: در جشن وصال تو، من حریف دارم، اما نمیتوانم از ساقی درخواست کنم که با کسی دیگر مثل من رفتار کند و همان جام وصال تو را به من بدهد.
هوش مصنوعی: در این باغ، درختان بلند و زیبا وجود دارند، اما چه فایده دارد وقتی که پرندهای با بالهای بسته نمیتواند پرواز کند.
هوش مصنوعی: به خاطر غیرت و ارادتت نسبت به آنچه که مقدس و محترم است، باید مواظب باشی که به کسانی که در ضعف و محرومیت هستند حسادت نکنی، زیرا هیچکس نباید نسبت به حال تو حسرت بخورد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ندارم گرچه آن دیده که بینم درجمال تو
نیم نومید چون عمرم گذشت اندرخیال تو
تو جنّت را به نیکان ده ،منِ بد را به دوزخ بَر
که بس باشد مرا آنجا ،تمنّای وصال تو
من دیوانه در دوزخ به زنجیر تو خوش باشم
[...]
زند بر خرمن شادیّ و غم برق جمال تو
نباشد عشق را کاری، به هجران و وصال تو
قدح پیمای دیدارم، نه خون است اینکه می بارم
می آلود است جام دیده ام از رنگ آل تو
چه فیض است این تعالی الله که در دربای می گم شد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.