گنجور

شمارهٔ ۷۸۹

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

جان را سپند ساز و به آتش نثار شو

با دل قرار عشق ده و بی قرار شو

هر سو چو موج، قطرهٔ خود را عنان مده

سر را به جیب کش، گهر آبدار شو

خواهی ز سنگ حادثه نخل تو وارهد

در گلشن جهان تهی از برگ و بار شو

آسودگی ست پردهٔ غفلت در این سرا

ای دیده موج خون زن و ای دل فگار شو

از درد عشق چهره چو خورشید زرد ساز

زین کان کیمیا، زر کامل عیار شو

هرگز نگشته جمع به هم عشق و سرکشی

خواهی که بار عشق کشی، بردبار شو

سرّ سواد، نقطه دل کرده ای حزین

بنشین و قطب دایرهٔ روزگار شو



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان