گنجور

شمارهٔ ۷۰۲

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

چشم خودم چو اشک ز مژگان فروچکم

خون خودم ز خنجر عریان فروچکم

آن اخگر گداخته ام کز شکوه دل

خارا به هم فشارم و آسان فروچکم

آن رشح رحمتم که ز فیض عمیم خویش

آیم برون ز چاه و به زندان فروچکم

آن سوز دیده ام که به جلباب پیرهن

از مصر رخت بسته به کنعان فروچکم

افتاده پنبه از سر مینای مستیم

باید به جام باده گساران فروچکم

دارد به خون من طمعی خاک تیره دل

از جویبار تیغ درخشان ، فروچکم

گر قطره ام به کام جگر تشنگان حزین

امّا به مایه داری طوفان فروچکم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.