گنجور

شمارهٔ ۶۰

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

بیا مستانه چاک پیرهن پیش صبا بگشا

در فیضی به روی دیده های آشنا بگشا

ز ترک التفاتت، کام زهر آلوده ای دارم

به دلجویی زبان غمزهٔ شیرین ادا، بگشا

هوا تا عطسه در مغز غزالان ختن ریزد

به دامان نسیم صبح، زلف مشکسا بگشا

سوالی کن ز من تا در برت راه سخن یابم

گره از غنچهٔ منقار مرغ خوش نوا بگشا

مکن بیگانگی ساقی، حدیث آشنا سر کن

زلال زندگی گر نیست، لعل جانفزا بگشا

چرا تیر تغافل ترک چشمت در کمان دارد؟

به دلهای اسیران، شست مژگان رسا بگشا

خطر بسیار می دارد حزین ، سر در هوا بودن

رَهِ هموار می خواهی، نظر در پیش پا بگشا



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان