گنجور

شمارهٔ ۵۶۳

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

گر نشد جان و دلم از رخ زیبای تو خوش

می کنم خاطر خود را به تمنّای تو خوش

وعده امروز، به فردای قیامت دادی

روزگار دل ما در غم فردای تو خوش

ناخن خار رهت عقده گشا افتادهست

خاطر آبلهٔ بادیه پیمای تو خوش

هر سر موی سمن بوی تو خوشتر ز همند

خط مشکین تو خوش، زلف چلیپای تو خوش

دل تنگم که تمنّای پیامی دارد

چه شود گر شود از لعل شکرخای تو خوش؟

ای سر زلف دلاویز شکستت مرساد

سر شوریده دلان است به سودای تو خوش

به چه تدبیر کنی خاطر خود شاد حزین

غم عشقی نکند، گر دل شیدای تو خوش؟



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط