بدآموز وفا کی قدر ناز یار می داند؟
دل من لذّت آن غمزهٔ خونخوار می داند
غم من می کند تکلیف چشمش باده پیمایی
غبار خاطرم را ابر دامندار می داند
به یک ساغر برافکن پرده شرم و حیا ساقی
حجاب عشق را دل در میان دیوار می داند
نباشم امّت مشرب، اگر کام امید من
شکرخند تو را از تلخی گفتار می داند
چه گل چینم من آزرده دل از روضهٔ رضوان؟
که دوش بی دماغان بوی گل را خار می داند
ز کف در عاشقی سر رشتهٔ دانش رها کردم
دل من، کافرم گر سبحه و زنّار می داند
حزین تایید دل دیدار بینم روشناس او
نگاه بی ادب را در میان بیکار می داند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بیان احساسات و عواطف عمیق خود نسبت به عشق و معشوق میپردازد. او از چالشهای عشق و درد ناشی از آن میگوید و اشاره میکند که دلش از غم معشوق لذت میبرد. شاعر به رخوت و بیحالی ناشی از جدایی از معشوق اشاره میکند و از ساقی میخواهد که با شراب خود حجاب عشق را کنار بزند. همچنین، شاعر ابراز میکند که رغم تلخیهای زندگی، لبخند معشوق برای او بسیار ارزشمند است. او از محبوب خود میخواهد که درک کند عاشق چگونه در عشق و وجدانی که عاشق را بینصیب کرده، رها شده است. در نهایت، ابراز میکند که عشق و دیدار معشوق برای او اهمیت بیشتری از هر چیز دیگر دارد.
هوش مصنوعی: وفای نادرست نمیتواند ارزش ناز و کرشمه محبوب را درک کند، اما دل من از آن نگاه تلخ و کشنده لذت میبرد.
هوش مصنوعی: غم من چشمان او را به میخواری وادار میکند و او خوب میداند که یاد و خاطره من مانند ابری است که همیشه بر سر او سایه افکنده است.
هوش مصنوعی: ساقی، با یک جرعه شراب پردهی شرم و حیا را کنار بزن. دل در میان دیوار عشق، حجاب را میشناسد و نمیخواهد پنهان بماند.
هوش مصنوعی: اگر به من از این مشرب و سبک زندگی چیزی نرسد، امیدم به تو و لبخندت، که حتی از تلخی سخنان نیز شیرینتر است، نمیمیرم.
هوش مصنوعی: من که از دست غم و اندوه دلگیرم، در باغ بهشت چه گلی میتوانم بچینم؟ چرا که دیشب افرادی که احساس و درک ندارند، بوی خوش گل را به خار تشبیه کردند.
هوش مصنوعی: در عشق، دانش و علم را رها کردم و به این معناست که در عواطف و احساسات عاشقانهام، هیچ دغدغهای از مسائل دینی و عقاید ندارم. اگر کسی فکر کند که من غیرمؤمن هستم، مهم نیست؛ زیرا عشق برای من اولویت دارد.
هوش مصنوعی: حزین در دل خود خوشحالی از دیدن معشوق را احساس میکند؛ او میبیند که نگاه بیادب آن فرد، چه در میان افرادی که بیکارند، به راحتی و با صراحت مشخص است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به درد و محنت بسیار ما را یار میداند
ولی کم میکند اظهار آن بسیار میداند
مگو با من چه ربطیست این که با دلدار دارد دل
که آن سریست دل میداند و دلدار میداند
ازو دیدم وفا تا گریه شد کارم بحمدالله
[...]
دل سودایی من یار را اغیار می داند
سر زانوی وحدت را سر بازار می داند
ز روشن گوهران عیب نمایان است غمازی
وگرنه سینه ام آیینه را ستار می داند
کند شاخ بلند از کودکان گل را سپرداری
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.