به درد و محنت بسیار ما را یار میداند
ولی کم میکند اظهار آن بسیار میداند
مگو با من چه ربطیست این که با دلدار دارد دل
که آن سریست دل میداند و دلدار میداند
ازو دیدم وفا تا گریه شد کارم بحمدالله
فتاده با کسی کارم که قدر کار میداند
به مقدار محبت مینماید لطف با هرکس
غلام طبع آن طفلم که این مقدار میداند
بدی گر از حسد اغیار گوید پیش یار از ما
چه غم چون یار ما را بهتر از اغیار میداند
ز من پرسید محنتهای سودای سر زلفش
که اندوه شب تاریک را بیمار میداند
فضولی راز دل را من چه حاجت بر زبان آرم
چو دلبر هرچه دارم در دل افکار میداند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان درد و محنتهای خود میپردازد و میگوید که محبوبش از این دشواریها آگاه است، ولی کمتر ابراز میکند. او بر این باور است که دلدار از رازهای دلش باخبر است و نیازی به بیان آن نیست. شاعر به وفای محبوبش اشاره میکند و از محبت او به دیگران صحبت میکند، در حالی که میگوید محبوب او را بیشتر از دیگران میشناسد و قدر او را میداند. در نهایت، او بیان میکند که احتیاجی به گفتن مشکلاتش ندارد زیرا دلبرش از همه چیز خبر دارد.
هوش مصنوعی: او از درد و رنج زیاد ما باخبر است، اما کمتر از آنچه که هست، به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: نگو که این موضوعی که دل با معشوقش دارد، به من چه ارتباطی دارد. دل خودش از این رابطه آگاه است و معشوق نیز از آن خبر دارد.
هوش مصنوعی: من وفای او را دیدم تا جایی که به گریه افتادم. خوشبختانه اکنون با کسی در ارتباط هستم که ارزش کار من را میداند.
هوش مصنوعی: محبت به هر کسی به اندازهٔ علاقه و سلیقهٔ او نشان داده میشود. من مثل یک کودک هستم که فقط به همین اندازه این موضوع را درک میکنم.
هوش مصنوعی: اگر کسی از حسد و بدی دیگران صحبت کند، ما از این بابت نگران نیستیم، چون محبوب ما بهتر از آنها را میشناسد.
هوش مصنوعی: از من دربارهی غمهایی که به خاطر عشق به سر زلف او دارم پرسید، غمهایی که مانند بیماری شب تاریک را آزار میدهند.
هوش مصنوعی: چرا باید رازم را به زبان بیاورم وقتی محبوبم از هر آنچه در دل دارم باخبر است؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دل سودایی من یار را اغیار می داند
سر زانوی وحدت را سر بازار می داند
ز روشن گوهران عیب نمایان است غمازی
وگرنه سینه ام آیینه را ستار می داند
کند شاخ بلند از کودکان گل را سپرداری
[...]
بدآموز وفا کی قدر ناز یار می داند؟
دل من لذّت آن غمزهٔ خونخوار می داند
غم من می کند تکلیف چشمش باده پیمایی
غبار خاطرم را ابر دامندار می داند
به یک ساغر برافکن پرده شرم و حیا ساقی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.