گنجور

شمارهٔ ۴۸۲

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

کی صرفه ز ما خصم سبک سر به دغا برد؟

خود باخت، دغل باز حریفی که ز ما برد

از هر دو جهان باز نیامد خبر از او

دل را کشش عشق ندانم به کجا برد؟

افسرده ز دم سردی ایّام نگردید

آتشکده آتش مگر از سینهٔ ما برد؟

از منّت پیری ست گرانباری دوشم

لب را به قدم بوس تو این پشت دوتا برد

یک جلوه خیال تو در اندیشهٔ ما کرد

دل لذت دیدار جدا، دیده جدا برد

خورشید نبردهست به چوگان سعادت

گویی که ز میدان شهادت سر ما برد

تردامنی مشرب رندانه حزین را

از توبه پشیمانی و از خرقه صفا برد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن