ز آهم بیستون چرخ، آتش تاب میگردد
ز برق تیشهٔ من کوه آهن آب میگردد
ز بس در خود پی آن گوهر نایاب میگردم
گریبان من از سرگشتگی گرداب میگردد
به یاد روی آن گلپیرهن شب چون کشم آهی
کتان طاقتم را پرتو مهتاب میگردد
چه سازد با دل افسردگان شور و نوای من؟
نمک در دیدهٔ غافلنهادان خواب میگردد
حزین از جوی خاطر سرو کلک جلوه زیب من
چه خونها میخورد تا مصرعی سیراب میگردد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عواطف و احساسات عمیق خود صحبت میکند. او از درد و آتش دلش میگوید که به بلندیهای بیستون میسوزد و از تأثیر نالههای خود بر کوهها و آبها مینویسد. شاعر به دنبال جستجوی یک گوهر نایاب است و این سرگشتگی او را به گرداب عواطف میکشاند. زیبایی چهره محبوبش باعث میشود که دلش پر از حسرت و آرزو شود، و حالی از افسردگی را برای دیگران به ارمغان میآورد. در نهایت، او به زندگی خود و زحماتی که برای ابراز احساساتش میکشد اشاره میکند و نشان میدهد که کلماتش میتوانند عمق عشق و دردش را سیراب کنند.
هوش مصنوعی: از نالهام کوه بیستون میلرزد و آتش، از درخشش تیشهام، کوه آهن به آب تبدیل میشود.
هوش مصنوعی: به خاطر جستجوی بیپایان در درون برای یافتن آن جواهر نادر، دلم آشفتگی و سردرگمی پیدا کرده و دربند نگرانیهایم گرفتار شدهام.
هوش مصنوعی: به یاد چهره آن گل، شبها که آهی از دل میکشم، احساس میکنم که نور ماه تابشی بر طاقت و صبر من میافکند.
هوش مصنوعی: موسیقی و آهنگ من چه تأثیری بر دلهای غمگین دارد؟ افرادی که غافل هستند، از دردهای دیگران بیخبرند و به راحتی به آنها بیتوجهی میکنند.
هوش مصنوعی: دل حزین از یاد و خاطر زیباییهای معشوق چقدر رنج و سختی میکشد تا بتواند شعری زیبا و سیراب از عشق بنویسد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به چشمم تا خیال لعل آن قصاب میگردد
دمادم در اشک من به خون ناب میگردد
دمادم سجده میآرم من بیدل به هر ساعت
خیال طاق ابروی توام محراب میگردد
همیگردد خیال رویت اندر خانه چشمم
[...]
دل سنگ از شکست دانه من آب میگردد
ز عاجزنالی من آسیا گرداب میگردد
زبال افشانی پروانه میریزم ز یکدیگر
سرشک شمع در ویرانهام سیلاب میگردد
زلال جویبار تیغ او خاصیتی دارد
[...]
ز اشک گرم من آتش کباب میگردد
چه آتشی است که در دیده آب میگردد
نگاه نرگس مست که در کمین منست؟
که صبر در دل من اضطراب میگردد
خراب میکدة عشوهای شوم کانجا
[...]
اگر بیند بخوابم، نرگسش بیخواب میگردد
اگر با زلف گویم حال دل، بیتاب میگردد
فلک از ناله شبهای من بی تاب می گردد
زمین از بی قراری های من سیماب می گردد
اگر شیخ از ته دل در رکوع حق شود قایم
قد خم گشته او حلقه محراب می گردد
به زیر آسمان از تنگدستی خانه یی دارم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.