گنجور

شمارهٔ ۴۲۰

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

شیرین لبان چو بزم می لاله گون کنند

خون مرا به جرعه، برای شگون کنند

بیرون خرام در صف نازک نهالها

کز شرم جلوهٔ تو، علمها نگون کنند

بشتاب کآهوان حرم از هجوم رشک

نزدیک شد که بر سر تیغ تو خون کنند

جوش بهار خطّ تو، آفاق را گرفت

شیدا دلان چگونه علاج جنون کنند

روز مصاف عرض کرم، سرگذشتگان

الماس سوده در کف داغ درون کنند

آزادگان به شوق، سر آرند در کمند

زندانیان چو سلسله ها ارغنون کنند

شبها به شوق دولت وصل تو عاشقان

کان نمک به دیدهٔ بخت زبون کنند

همچون حزین خسته، هزارت اسیر هست

ظالم بگو، که در غم عشق تو چون کنند؟



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر