گنجور

شمارهٔ ۳۳۶

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

در دیدهٔ من غیر رخ یار نگنجد

در آینه جز پرتو دیدار نگنجد

او گرم عتاب است و مرا غم که مبادا

در حوصله ام این همه آزار نگنجد

فریاد که غمهای تو ز اندازه برون است

ترسم همه در سینه به یکبار نگنجد

از طرز سخن ساز نگاه تو، شنیدم

آن راز که در پردهٔ اظهار نگنجد

زان بیخود و مستیم که هرگز می توحید

در جام دل مردم هشیار نگنجد

ما چون خم می، رند خرابات نشینیم

در مجلس ما زاهد دیندار نگنجد

زاهد تو و فردوس، که سرمست محبّت

جز در صف رندان گنه کار نگنجد

سرمست حزین از می منصوری عشق است

شوریده سرش، جز به سردار نگنجد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify