گنجور

شمارهٔ ۳۱۴

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

خوش آن عاشق که شیدای تو باشد

بیابان گرد سودای تو باشد

سواد سومنات اعظم دل

خراب چشم شهلای تو باشد

من این دستی که افشاندم به کونین

به دامان تمنای تو باشد

گریبانگیر زهد پارسایان

نگاه باده پیمای تو باشد

ندارد ناله در چیزی که تأثیر

دل چون سنگ خارای تو باشد

شود دوزخ، گلستان خلیلم

اگر در دل تمنای تو باشد

گذارد هر که پا بر جسم خاکی

به طور عشق، موسای تو باشد

نشیند کی، دلی در سینه ای تنگ؟

که تنها گرد صحرای تو باشد

شفابخش دل ما دردمندان

لب لعل مسیحای تو باشد

کمندانداز گردنهای شیران

سر زلف چلیپای تو باشد

شکست کفر و کین، خونریز اسلام

ز مژگان صف آرای تو باشد

سرا پا دیده شد، آیینهٔ دل

که حیران سرا پای تو باشد

حزین ، ارام بخش تلخ کامان

نی کلک شکرخای تو باشد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کانال رسمی گنجور در تلگرام