گنجور

شمارهٔ ۲۴۷

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

بتی دارم که دل دیوانهٔ اوست

خراب جلوهٔ مستانهٔ اوست

کند سوسن به شکرش، تر زبانی

لب هر غنچه در افسانهٔ اوست

سر و کارم بود با شعله خویی

دل گرم من آتشخانهٔ اوست

نمی دانم به محفل این چه شمعیست

که جان قدسیان پروانهٔ اوست

نشان ز آن یار هر جایی چه جویی؟

دل هر ذره ای کاشانهٔ اوست

اگر میخوارهای از عشق مگسل

محبت ساقی پیمانهٔ اوست

حیات من بود در دست ساقی

شراب خضر، در پیمانهٔ اوست

حزین ازکوی معماران گل نیست

خرابات محبّت خانهٔ اوست



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.