گنجور

شمارهٔ ۲۳۶

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

زاهد از ساغر شراب گریخت

شب پر، از نور آفتاب گریخت

مرد میدان عشق، عقل نشد

صعوه از صولت عقاب گریخت

تاب قید جنون نداشت، خرد

نامقیّد ز احتساب گریخت

وحشت آرد سرای ویرانه

دلم از سینهٔ خراب گریخت

شمع نبود حریف خلوت ما

زین شب تیره ماهتاب گریخت

از دل و دیدهٔ خراب مپرس

بی تو آرام رفت و خواب گریخت

شب هجران رسید چون به سرم

به شتاب از سرم، شباب گریخت

صبر تاب نگاه تلخ نداشت

ناجوانمرد، از عتاب گریخت

آتشین روی من نقاب گشود

صدف دیده ام در آب گریخت

بوالهوس دور خط کرانه گرفت

عامل دزد از حساب گریخت

خامه دمساز ساز عشق نشد

زخمه از تار این رباب گریخت

دود آهم علم حزین افراشت

آفتاب سبک رکاب گریخت



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کتابخانهٔ گنجور