گنجور

شمارهٔ ۲۳۵

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

روزی که حجت از خلق، خواهند در قیامت

روی تو حجّت ماست، ای قبله گاه حاجت

بر گرد خویش سالک، پیوسته می کند سِیر

کز نقطهٔ بدایت، سر بر زند نهایت

عاشق چو از خرابات بر بست رخت هستی

اوّل قدم درین ره، شد منزل اقامت

نتوان به تیغ، دل را از مهر او بریدن

لایقطع المحبّون من جرحهٔ الملامت

در کوی او کشیدیم، چون کوه پا به دامن

گر تیغ بارد اینجا، ما و سر اطاعت

جور و جفا ببینیم، مهر و وفا ندانیم

غرقیم در محبت، نه شکر و نی شکایت

در کوی نیکنامان، رسوای خاص و عامیم

زاهد بهل ملامت، صوفی برو سلامت

کی می شود به دوران، مه در محاق ماند

محروم کی گذارند، از پرتو عنایت؟

تیغ برهنه باشد، تن در کفن حزین را

چون بگذری ز خاکش، مگذر به رسم عادت



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify