گنجور

شمارهٔ ۲۲۴

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

صد جان به حسرت سوختی، آهی ز جایی برنخاست

از دل شکستن های ما، هرگز صدایی برنخاست

نخلت کز اشک و آه من، نشو و نما آموخته

مانند این شمشادبن، ز آب و هوایی برنخاست

در گلشنت باد صبا،کی می کند یادی ز ما؟

دیری ست کز راه وفا، آواز پایی بر نخاست

از آمد و رفت نفس، آگه نمی گردد کسی

زین کاروان بی خبر، بانک درایی برنخاست

تمکینم از حرف سبک، لنگر نمی بازد حزین

کوهم ولی ز آواز کس، از من صدایی برنخاست



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان