گنجور

شمارهٔ ۱۸

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

رخصت آشتی مده، غمزهٔ غم زدای را

مهر زبان دل مکن، نرگس سرمه سای را

چند نگاه تلخ تو، زهر کند به ساغرم

چاشنی تبسّمی، لعل کرشمه زای را

رفته چه فتنه ها ز تو بر سر عقل و دین من

باز به تاب داده ای، طرّهٔ مشکسای را

دل شودت ز غصه خون، گرچه ز سنگ خاره است

آن نکنی که سرکنم، گریهٔ های های را

چشم سیاه مست تو، می کند از کرشمه ای

رهن شرابخانه ها، خرقه پارسای را

فیض به عالمی رسید، از نگه رسای تو

آه چه چاره کس کند، طالع نارسای را؟

این همه ترکتاز را، سوی دلم عنان مده

تا ندهی به دست من، صبر گریز پای را

هر سر موی دلکشت بس که به نکته سنجی است

راه سخن نمی فتد، چشم سخن سرای را

نیست به چشم هرکه زد، ساغری از شراب عشق

قدر سفال میکده، جام جهان نمای را

از چمن ای نسیم اگر، سوی قفس گذرکنی

برگ گل ارمغان ببر، بلبل بی نوای را

نیست حزین ازین جهان، هوش ربا نشید تو

صرف حدیث عشق کن، نغمهٔ جانفزای را



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify