گنجور

شمارهٔ ۱۴۴

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

ای جنت نقد از رخ زیبای تو ما را

شد دیده بهشتی ز تماشای تو ما را

مست آمدی و تیغ به کف سر طلبیدی

آسایش جان گشت تقاضای تو ما را

هر داغ که از هجر تو اندوخته بودیم

خورشید شد، از طلعت غرای تو ما را

درعشق تو صیقل گری آه سحرخیز

کرد آینهٔ حسن دلارای تو ما را

بی سرو، تذروی نشود زمزمه پرداز

شد ناله رسا از قد رعنای تو ما را

پیداست سرافرازی سرو تو ز آهم

این شعله بلند است ز بالای تو ما را

دانیم ازین شورش عشقی که به دل ریخت

بر باد رود گرد، به صحرای تو ما را



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر