گنجور

حاشیه‌گذاری‌های شاهرخ najafishahrokh92@gmail.com

شاهرخ najafishahrokh92@gmail.com

تاریخ پیوستن: ۱۹م فروردین ۱۴۰۱

علاقه مند به آثار مولانا

آمار مشارکت‌ها:

حاشیه‌ها:

۵۱

ویرایش‌های تأیید شده:

۱


شاهرخ najafishahrokh۹۲@gmail.com در ‫۹ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۱۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۲۰:

جای جای ابیات این غزل ، پر شده از رنگ زیبای قانون جذب. تمنای وصل به اصل . هزاران درود بر این روح بیقرار، باد.

شاهرخ najafishahrokh۹۲@gmail.com در ‫۹ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۱۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۲۹ - مثل شیطان بر در رحمان:

اب تتماج است آب روی عام ...... در بیت یازدهم این بخش صحیح است

شاهرخ najafishahrokh۹۲@gmail.com در ‫۹ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۶ دی ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۳۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶:

ادرار ، در این بیت به معنی دستمزد و مستمری آمده است.

شاهرخ najafishahrokh۹۲@gmail.com در ‫۹ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۰:

اید = مرد توانا - نیرو

شاهرخ najafishahrokh۹۲@gmail.com در ‫۹ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۷ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۴۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۵:

ناگهان بیضه شکافد مرغ معنی برپرد
تا هما از سایه آن مرغ گیرد فال‌ها
نور پنهانی که بر روح تابیده ، بیضه حرف و صوت را می شکافد .
مرغ معنی آزاد میگردد.
چنان سایه مقبلی که ، قدرت همای از اوست ، در ظل چنین روحی!!
چه اقبال و شگونی که مایه ، باروری
همای شده !!

شاهرخ najafishahrokh۹۲@gmail.com در ‫۹ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۶ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۱۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۳:

تو را بر در نشاند او ، به طراری که می آید ........ آنکه و آنچه که ، تا کنون نیامده کیست ؟ و یا چیست ؟
طرار زبر دستی که تا کنون دم به تله نداده ، ذهن زمان اندیش خود ماست.
حسرت گذشته های مرده را ، زنده آرایی کرده و با وعده فرداهای رویایی ، نقد این لحظه را از ما ربوده!
ماپس در ، خانه دو دره، ماضی و مسقبل ، مغبون سکه قلب روزمره گی ها ، وا مانده ایم.

شاهرخ najafishahrokh۹۲@gmail.com در ‫۹ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۱۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۶:

جان اصل ماست .
فضای نامحدودی که ، تن و دل را هم در برگرفته است.
گداختی ندارد . اوج و حضیض را ، بر نمی تابد . هلال نمی شود .
همواره قرص کامل است .
همواره می تابد و شکست در ارکان او راهی ندارد.
شادی صرف و محض است .
همواره در آن ، عروسی است.
به عروسی جان ، فرا می خواندمان!

شاهرخ najafishahrokh۹۲@gmail.com در ‫۹ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۱۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۶:

کدام تن گدازان است و کدام دلی شکسته ؟
بلافاصله می فرماید : به گداز این تن و شکست این دل ، اهمیت مده !
منگر! یعنی اینها اصل نیستند .
تا آخر ابیات غزل هم به کیفییت ناپایدار و نا اصل ، این تن و دل اشاره می فرماید.

شاهرخ najafishahrokh۹۲@gmail.com در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۰۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۹۸ - تفسیر کُنْتُ کَنْزاً مَخْفیّاً فَأَحْبَبْتُ اَنْ اُعْرَفَ:

دو گنج داریم ، 1 - آرامش درونی و دومین بواسطه اولی فراهم می آید 2- فراوانی و امکانات جهان مادی

شاهرخ najafishahrokh۹۲@gmail.com در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۵، ساعت ۰۸:۱۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۶:

آنچه از حروف و کلمات آورده ام ، از برای تصویر سازی آن حقیقت پاک بود. اما کجاست آن جان پاکی که قابلیت سر کشیدن این جام پاک را دارد؟ سهم من از آن شراب (قهوه ) پاک را مرحمت کن !

شاهرخ najafishahrokh۹۲@gmail.com در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۵، ساعت ۰۸:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۶:

میفرماید: سهم ما را از شراب پاک عنایت کن

۱
۲
۳