امام عالم و برهان دین لسان الحق
توئی که خامه ز مدح تو مشکبار شود
گمان مبر که ز صدر تو خادم داعی
همی به جای دگر جز باضطرار شود
بدان خدای که در کارگاه قدرت او
خزان کهنه به تدریج نوبهار شود
فتاده خون به رحم یار دلستان گردد
فکنده آب صدف در شاهوار شود
که روزگار باغراضم از تو دور انداخت
و گر بگویم ترسم که روزگار شود
عزیز دولت و دین باد تا مگر دانی
که هر چه هست چو بسیار گشت خوار شود
ز بس اقامت خورشید زرد روی رود
قیاس چون سفری کرد لعل کار شود؟
سپید پوش شود ماه وقت استقبال
در اجتماع ز زحمت سیاه سار شود
چرا عزیز و گرامی بود به اول ماه
از آنکه آخر مه یک دو شب شکار شود
نهال تا که بود بر درخت شاخ بود
چو شد جدا ز درختان میوه دار شود
در آفتاب اگر بیشتر نگاه کنند
روا بود که نظر بر دو دیده بار شود
چو بحر علمی و غواص چون شود به تو بحر
برای چونین درهای آبدار شود
چو در نیافت اگر بیشتر مقام کند
چو اهل دریا باشد که زرد و زار شود
تو آفتابی و سیاره محترق گردد
چو پیش خدمت آن شاه تاجدار شود
دل از جدائی در حال وصل می ترسد
به وصل گاه جدائی امیدوار شود
اگر خدای بخواهد عروس دولت تو
زطبع جلوه گرم خوب چون نگار شود
منم که باز همایون آشیان توام
وفای باز به پرواز آشکار شود
همیشه تا که به بستان درخت شاخ زند
چو شاخهاش گران گشت بردبار شود
درخت عمر تو سر سبز باد چندانی
که چار شاخش در عاقبت هزار شود
پناه خلق به خلق فراخ دست تو باد
که همچو خلق همی خلق تنگ بار شود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف مقام والای امام و جایگاه او در دین و عالم میپردازد. شاعر به ستایش امام میپردازد و ایشان را به عنوان منبع حق و علم معرفی میکند. تاکید بر این است که مقام امام در زندگی مردم چقدر حیاتی و ضروری است. شاعر به دورانهای سخت و مشکلاتی اشاره میکند که مردم ممکن است با آنها مواجه شوند، و امیدوار است که با هدایت امام، این مشکلات برطرف شود.
شاعر از زیباییهای طبیعت و تغییر فصلها مثال میزند تا نشان دهد که چگونه میتواند در زندگی انسانها تأثیر مثبت بگذارد. در نهایت، او از دوران خوش و طول عمر امام دعا میکند و خواهان فراخی و رفاه برای مردم به واسطه وجود اوست. این شعر به نوعی ابراز محبت و وفاداری نسبت به امام و آرزو برای سلامتی و قدرت اوست.
هوش مصنوعی: تو امام و عالم هستی و دلیل ایمان، زبان حق تو هستی که به خاطر ستایشت، قلم به پاکی و عطر مانند مشک در میآید.
هوش مصنوعی: نگرانی نداشته باش که خادم و دعوتکنندهات به خاطر شرایط خاص و ناچاری به جای دیگری رود.
هوش مصنوعی: بدان که خداوندی وجود دارد که در دست او قدرتی نهفته است، به طوری که حتی فصل خزان هم به تدریج به بهار تبدیل میشود.
هوش مصنوعی: وقتی که خون به دل یار بریزد و احساساتش برانگیخته شود، مانند این است که صدف آبی را در دل خود تجلی میدهد و زیبایی او بیشتر میشود.
هوش مصنوعی: روزگار به دلایلی مرا از تو دور کرده و اگر بخواهم در این مورد صحبت کنم، میترسم که دوباره روزگار به همین شکل عمل کند.
هوش مصنوعی: ای کاش به ارزش و مقام دین و دولت پی ببری، زیرا زمانی که چیزی به حد زیادی زیاد شود، ارزش آن کم میشود.
هوش مصنوعی: بخاطر اینکه خورشید زرد، مدت زیادی در محل خود باقی نمانده، آیا میتوانیم بگوییم که لعل (جواهر) تغییر کارکرد داده است وقتی که به سفر رفته؟
هوش مصنوعی: ماه در زمان خوش آمدگویی به جمع، مانند کسی که لباس سپید بر تن کرده، از زحمت و سختیهای شبهای تاریک و سیاه رهایی مییابد و درخشش و زیبایی خاصی پیدا میکند.
هوش مصنوعی: چرا در ابتدای ماه، ارزش و مقام او بالا است؟ زیرا در آخر ماه، تنها چند شب از آن گذشت و به شکار میرود.
هوش مصنوعی: درخت جوان، زمانی که به درختی بزرگ تبدیل میشود و از درخت مادر جدا میشود، میوههای خود را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: اگر کسی در آفتاب بیشتر نگاه کند، بیتردید وجودش تحت تأثیر آن قرار میگیرد و احساسات او دچار تغییر میشود.
هوش مصنوعی: وقتی که علم مانند دریا باشد و کسی مانند غواص در آن غوطهور شود، پس دریا برای او پر از درهای نوشیدنی و جذاب خواهد بود.
هوش مصنوعی: اگر کسی درک نکند و نتواند بیشتر از آنچه درک کرده، فهمیده شود، مانند اهل دریا خواهد بود که وقتی در زحمت و فشار قرار میگیرد، سرخوردگی و ناراحتی عمیقتری را تجربه میکند.
هوش مصنوعی: تو همانند خورشیدی هستی که وقتی در کنار آن شاه بزرگ نمودی، سیارهها به گرد تو سوخته و ذوب میشوند.
هوش مصنوعی: دل در هنگام ارتباط و نزدیکی، نگران جدایی است و ممکن است در لحظات وصال، به جدایی امیدوار شود.
هوش مصنوعی: اگر خدا بخواهد، عروس خوشبختی شما با زیبایی و دلربایی مثل نگار خواهد شد.
هوش مصنوعی: من همان کسی هستم که همواره در کنار تو هستم و وفای من مانند پرواز واضح و آشکار میشود.
هوش مصنوعی: همیشه وقتی درخت در بهار شاخ و برگش پرپشت میشود، صبر و بردباری بیشتری از خود نشان میدهد.
هوش مصنوعی: درخت عمر تو همیشه سرسبز باشد تا اینکه در انتها، چهار شاخهاش به هزار شاخه تبدیل شود.
هوش مصنوعی: ای کاش تو پناهگاه مردم باشی، زیرا زمانی که مردم در تنگنا قرار میگیرند، به تو روی میآورند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
پناه ملت و راعی خلق نصرة دین
تویی که چرخ به نام تو نامدار شود
بنای شرع به سعی تو مرتفع گردد
اساس عدل به ملک تو استوار شود
چو در شب حدثان صبح دولتت بدمید
[...]
پناه ملک سلیمان ملاذ اهل زمان
توئی که ملک ز نام تو نامدار شود
فرود دست تو بیندش اگر کسی به مثل
به پای وهم بر این نیلگون حصار شود
سپهر پیش سراپرده جلالت تو
[...]
به عزم گشت چو آن نازنین سوار شود
هزار خسته دلش خاک رهگذار شود
پی شکار چو راند برون رود آهو
به پیش راه وی از دور تا شکار شود
چنان به فکر رخش نازک است خاطر من
[...]
کسی که کشته آن تیغ آبدار شود
اگر چه قطره بود بحر بیکنار شود
محیط حسن ز خط عنبرین کنار شود
عقیق لب ز خط سبز نامدار شود
اگر به صید زبون تیغ او کند اقبال
[...]
بتاب عارض تا مهر جان بهار شود
بتاب زلفان تا لیل دل نهار شود
تمام روی تو نتوان بیک نظر دیدن
اگرچه بهر نظر چشم کس چهار شود
ستارهٔ بنما یا هلالی از رویت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.