گنجور

 
مجد همگر

صحن خلد است زمین از اثر دور زمان

هین بده باده و داد طرب از گل بستان

اول فصل ربیع است صبوح ای ساقی

توبه مان بشکن از آن لعل لب و لعل روان

حرمت کوثر اگر چند بزرگ است ولیک

لب جوی و لب جام و لب جانان به ازان

بنده باده و بادم که چو روح اند و حیات

واله باغ و بهارم که چو حورند و جنان

دست ما زین پس و جام می و زلفین نگار

دل ما زین پس و مداحی مخدوم جهان

یاور دین عرب داور و دارای عجم

تاج فرق فلک و انجم صاحب دیوان

والی جیش و حشم قائد شمشیر و قلم

مهدی جمع امم عاقله اهل زمان

اوست آن یار خدائی که چو دربست کمر

اوست آن ملک گشائی که چو بگشاد میان

نفس فتنه ببندد به سرانگشت خرد

دل خلقی بگشاید به عبارات و بیان

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
فرخی سیستانی

نتوان کردازین بیش صبوری نتوان

کار از آن شد که توان داشتن این راز نهان

با چنین حال زمن صبرو نهان کردن راز

همچنان باشد کز ریگ روان آب روان

تو ندانی که مراکارد گذشته ست ز گوشت

[...]

مشاهدهٔ ۶ مورد هم آهنگ دیگر از فرخی سیستانی
ازرقی هروی

دوش تا روز فراخ آن صنم تنگ دهان

رخ چون لاله همی داشت ز می لاله ستان

رخ او لاله ستان بود و سر زلفک او

زنگیان داشت ستان خفته بر آن لاله ستان

گاه پیوسته همی گفت غزلهای سبک

[...]

منوچهری

گذری گیر از آن پس به سوی لاله‌ستان

طوطیان بین همه منقار به پرخفته ستان

هریکی همچو یکی جام دروغالیه‌دان

بالش غالیه دانش را میلی به میان

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از منوچهری
قطران تبریزی

گل چو بشکفت زمین گشت پر از آب روان

بگل و آب روان تازه بود جان جهان

هرکجا چشم زنی هست زمین نرگس زار

هرکجا پای نهی هست زمین لاله ستان

سبزه را باد پر از عنبر کرده است کنار

[...]

امیر معزی

عید باکوکبهٔ خویش درآمد به جهان

وز جهان با سپه خویش برون شد رمضان

نوبت باده و چنگ طرب‌انگیز رسید

نوبت شربت و طبل سَحَر آمد به کران

کرد باید طرب آغاز که در نوبت عید

[...]

مشاهدهٔ ۳ مورد هم آهنگ دیگر از امیر معزی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه