ای سر آمد به هر مکان چو لقب
وی ستوده به هر زمان چون نام
توئی آن کامران که در ره تو
هر که گامی نهد بیابد کام
در سلامت به سر برد همه عمر
هر که یابد زتو جواب سلام
رای تو واقف است بر افلاک
حکم تو نافذ است بر اجرام
خشم تو خیمه ئیست حلم پذیر
عفو تو دابه ئیست بحرآشام
گر فلک بهره یابد از علمت
نایب مشتری شود بهرام
گر هوا مایه گیرد از دستت
در فشاند به جای قطره غمام
ور چمن بو ستاند از خلقت
بوی گل بازدارد اصل زکام
صاحبا بنده چشم آن دارد
کز سر رغبت و قبول تمام
سخنش بشنوی و بپذیری
ای سخنهای تو ملوک کلام
کاستماع کلام ملهو فان
صدق است از کلام خیر انام
بنده می نالم از جفای سپهر
که توئی خواجه و سپهر غلام
تو ز ایام داد من بستان
که توئی داد ده در این ایام
در حق من که داعی کرمم
ای به حق پیشوا و شاه کرام
کرمی کن که مرد مکرمتی
که فلک لوم میکند چو لیام
گر بمیرم ز تشنگی هرگز
نچشم جرعه ای ز آب عوام
ور بگردم به جان ز بی درمی
نبرم پیش خواجگان ابرام
نبرد شاخ سدره رنج تبر
نکشد خنگ چرخ جور لجام
می ام از کاس جور دور زمان
گر کنم عربده مده دشنام
مجلس ما چراست کاندر وی
فعل دیگر کند همی هر جام
گرچه از جود خواجه دنیا
یافتم برد و خلعت و انعام
همچنان هفت مار هفت سری
می گزندم مدام هفت اندام
غم پیری و کربت غربت
انده فاقه و تکفر وام
دوری از خانمان و قوم و تبع
فرقت دوستان دشمن کام
به دیار خود ارچه تشنه لبم
نیست آنجا مرا امید مقام
قلب نام خود است پارس کنون
تشنه را کی بود در او آرام
مرد جاهی مرا قوی باید
تا شود کار من مگر به نظام
به خدای ار به عمرها آید
پای صیدی چنینت اندر دام
اندر این نظم ارچه هست صریح
لقب و نام نیست جای ملام
لقب و نام تو به ذکر جمیل
در نوی گفت ایزد علام
من چه گفتم که صاحب دیوان
همه گفتم به جز صلوه و سلام
تا فلک را به محور است مدار
تا عرض را به جوهر است قوام
جوهرت باد از عوارض دور
فلکت در مدار خاضع و رام
به سه شهزاده چشم تو روشن
تا جهانراست روشنی و ظلام
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی مقام و فضیلت یک شخصیت بزرگ و والا است که به ستایش او پرداخته شده است. شاعر به ویژگیهای آن بزرگمرد اشاره میکند و بیان میکند که هر کسی که به او نزدیک شود، به خوشبختی و کامرانی میرسد. همچنین، شاعر از محبت و عفو او سخن میگوید و اینکه حتی آسمانها و اجرام فلکی تحت تأثیر علم و حکم او هستند.
شاعر از درد و رنجهای خود در عالم هستی و غربت و دوری از دوستان و خانواده مینالد و در عین حال از بزرگمرد خواسته میکند که به او کمک کند و کرامت نشان دهد. او به یاد مسائلی چون فقر، پیری و دوری از وطن، غمگین است و به جستجوی آرامش و حمایت از جانب این شخصیت والا میپردازد.
در نهایت، شاعر به عظمت وجود این شخصیت اشاره میکند و تأکید میکند که حتی با وجود مشکلات و چالشها، نام و یاد او موجب امید و روشنی است.
هوش مصنوعی: ای سر (سرور) به هر جا حضور دارد و در هر زمان که نام او ذکر شده، مورد ستایش قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: تو آن خوشبختی هستی که هر کسی در مسیر تو قدم بگذارد، به آرزویش میرسد.
هوش مصنوعی: هر کسی که پاسخ سلام تو را بدهد، همواره عمرش در سلامتی سپری خواهد شد.
هوش مصنوعی: نظرات و تصمیمات تو بر عالم بالا آگاه است و فرمانت بر اجرام آسمانی تاثیرگذار و قاطع است.
هوش مصنوعی: خشم تو مانند یک چادر بزرگ است که میتواند تحمل کند و عفو تو مانند یک موجودی است که از دریا آب مینوشد.
هوش مصنوعی: اگر آسمان از دانش تو بهرهمند شود، بهرام (سیارهی مشتری) نایب و جانشین آن خواهد شد.
هوش مصنوعی: اگر هوا از دست تو بگیرد، به جای قطرهای از باران، غم و اندوه را به دل میریزد.
هوش مصنوعی: اگر بو و عطر چمن از خلقت بگیرد، بوی گل نمیتواند ریشهدار شود.
هوش مصنوعی: دوست من، آن چشمی که به من توجه دارد، از روی رغبت و پذیرش کامل است.
هوش مصنوعی: اگر به صحبتهایت گوش دهی و آنها را بپذیری، سخنگویی بزرگ و باهیبت خواهی بود.
هوش مصنوعی: شنیدن سخن زیبا و دلنشین، حقیقتی است از کلام بهترین انسانها.
هوش مصنوعی: من از ظلم زمانه گلایهمندم، در حالی که تو آقا هستی و زمانه بندهی توست.
هوش مصنوعی: از روزهای دادرسی من چیزی بگیر، چرا که تو خود در این روزها دادگری.
هوش مصنوعی: ای پیشوای بزرگوار و شاه با کرامت، در مورد من که به تو پناه آوردهام، سخن بگو.
هوش مصنوعی: شعری که بیان شده به نوعی از اهمیت شخصیت و مقام انسان اشاره دارد. در واقع، گفته میشود که آدمی باید در زندگی خود رفتاری شایسته و محترم داشته باشد، زیرا کارهای او در نهایت بر سلامت و کیفیت زندگیاش تأثیر میگذارد. در این متن به فردی که به مقام و منزلت رسیده است اشاره میشود و اشاره به اهمیت تلاش و شخصیت او در برابر مشکلات و چالشها دارد.
هوش مصنوعی: اگر به خاطر تشنگی بمیرم، هرگز یک قطره از آب عوام را نخواهم چشید.
هوش مصنوعی: اگرچه به جان خود مشغول هستم و این بیپولی مرا آزار میدهد، اما در برابر خواجگان و ثروتمندان تسلیم نخواهم شد.
هوش مصنوعی: در اینجا به نوعی توضیح داده میشود که دشواریها و چالشهایی که در زندگی وجود دارد، نمیتواند کسی را از پای درآورد. با وجود سختیها و ناملایمات، انسان باید با اراده و استقامت به مسیر خود ادامه دهد و در برابر مشکلات تسلیم نشود. این معنی نشاندهنده امید و پایداری در برابر مصائب است.
هوش مصنوعی: من از کاسهای که به وجود زمان دچار شده است، شراب مینوشم. اگر صدایی بلند کنم، هرگز توهین نکن.
هوش مصنوعی: مجلس ما چرا چنین است که هر کسی در آن کار دیگری انجام میدهد و هر کدام به نوعی مشغولند.
هوش مصنوعی: با اینکه از نعمت و بخشش آقای دنیا دارایی و مقام و پاداش گرفتم،
هوش مصنوعی: من به طور مداوم با هفت مشکل یا چالش بزرگ روبرو هستم که هر یک به نوعی من را آزار میدهد و مرا در تنگنا قرار داده است.
هوش مصنوعی: غم پیری و حسرت دوری از وطن باعث احساس ناراحتی و تنگدستی در من شده است.
هوش مصنوعی: دوری از خانواده و ملیت خود و نیز جدایی از دوستان، موجب شادی دشمنان میشود.
هوش مصنوعی: هرچند که در دیار خود دلتنگ و تشنهآب نیستم، اما هنوز هم امیدوارم که جایگاهی در آنجا داشته باشم.
هوش مصنوعی: قلب همانا نام خود است و اکنون در دل تشنه، آرامشی نیست.
هوش مصنوعی: برای رسیدن به موفقیت و پیشرفت، نیازمند مردی توانا و با قدرت هستم، چرا که تنها با نظم و سازماندهی میتوانم به هدفهایم برسم.
هوش مصنوعی: اگر به خدا قسم بخورم یا به عمرم، همچین صیدی در دام نخواهد افتاد.
هوش مصنوعی: در این شعر، گفته شده که هرچند در این نظم مفاهیم و معانی به روشنی بیان شدهاند، ولی ذکر نام یا لقب جایز نیست و در نتیجه نباید مورد انتقاد قرار گیرد.
هوش مصنوعی: خداوند نام و لقب تو را با زیبایی و خوبی ذکر کرده است.
هوش مصنوعی: من چه چیزی گفتم جز این که همه چیز را به جز درود و سلام به صاحب دیوان گفتم.
هوش مصنوعی: تا زمانی که آسمان به دور خود میچرخد و مداری دارد، عرض زمین نیز به وجود جوهر وابسته است و این جوهر به ثبات و پایداری آن میانجامد.
هوش مصنوعی: جواهر تو از اثرات دوری که در دامنه آسمان است، در وضعیتی خاضع و آرام قرار دارد.
هوش مصنوعی: چشم تو به سه شاهزاده روشن است و این نگاه تو به جهان، روشنی و تاریکی را تعیین میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دوش تا اول سپیده بام
می همی خورد می به رطل و به جام
با سماعی که از حلاوت بود
مرغ را پایدام ودل را دام
با بتانی که می ندانم گفت
[...]
رام روز است بخت و دولت رام
ای دلارام خیز و در ده جام
ز آن قنینه یکی قدح پر کن
همچو کبک دری یکی بخرام
کام ران و جهان به لهو گزار
[...]
از برای قبول خاصه و عام
به پا باشدت قعود و قیام
ای بملک تو زینت ایام
وی ز تیغ تو نصرة اسلام
بندهٔ حل و عقد تو فلک
سخرهٔ امر و نهی تو ایام
دل پاک تو مجمع دانش
[...]
جرم خورشید دوش چون گه شام
سر به مغرب فرو کشید تمام
از بر خیمهٔ سپهر بتافت
ماه رزین او چو ماه خیام
چون طناب شفق ز هم بگسست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.