گنجور

 
مجد همگر

یک راست شنو که از چپ و راست

بر بنده فرشتگان گواهند

از ظلم تو در همه ممالک

مردم به خدای می پناهند

گر پیشه ورند و گر دبیرند

گر برزگرند و گر سپاهند

یا خسته روان و دردمندند

یا بسته زبان و دل تباهند

پاک از زر و سر نیند ایمن

گرچه همه پاک و بیگناهند

گر تو ز خصال بد بکاهی

ایشان ز دعای بد بکاهند

خواهند که رسته شان کند حق

زین عمر که جفت درد و آهند

چون در حق خویش این سگالند

آنانکه دعات صبحگاهند

از جور تو در دعا چه خوانند

وز بهر تو از خدا چه خواهند

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
خاقانی

آن‌ها که محققان راهند

در مسند فقر پادشاهند

در رزم، یلان بی‌نبردند

در بزم، سران بی‌کلاهند

کعبه صفت‌اند و راه پیمای

[...]

فصیحی هروی

آنها که گهرشناس جاهند

وز رای مدبران راهند

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه