گنجور

 
مجد همگر

دور دور خر است و کره خران

گر ترا باور آید ار ناید

گر عزیز نبی شود زنده

جز خرش هیچ در نظر ناید

ور فرود آید از فلک عیسی

جز به خر می سوار برناید

اربگردد همه جهان دجال

خر به پشت خر از مقر ناید

ور سر از خاک برزند قارون

جز خریدار کره خر ناید

به نسیم خرد تبسم کن

کز دم خر به جز به خر ناید

مجد با خر مگوی راز خران

که ز خر بر خرد ضرر ناید

در خری خرخر و تو عشوه مخر

که به جز خرخری ز خر ناید

ور به روی تو برکشند خری

از من رو کشیده زر ناید

ور به خر داده اند شغل ترا

جز به آنش به کار برناید

روز خر نامه خوان ولیک بدان

که ز خر نامه خوان هنر ناید

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
سنایی

با بقای پدر پسر ناید

شادی مهتری به سر ناید

شمس در غرب تا فرو نشود

از سوی شرق بدر برناید

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه