گنجور

 
مجد همگر

خدایگانا رایت به یک دقیقه فکر

ز کار مشکل ایام بند بگشاید

گهی به اشک قلم گرد فتنه بنشاند

گهی به چشمه کلک آب ملک بفزاید

چگویم از قبل بنده ایکه مدت عمر

بر این بود که برآن آستان بیاساید

ز روی خدمت و اخلاص از جواهر طبع

عروس مدح ترا گوش و گردن آراید

دو سال بیش که در جستجوی این دولت

سه چار عرصه اقلیم را بپیماید

به دست بوس رسد و آرزو جمال دهد

به حضرت آید و مقصود چهره بنماید

هنوز رومی طبعش حریر می پوشد

هنوز هندوی کلکش عبیر می ساید

هنوز وقت نشد تا که خرقه ای پوشد

به گوشه ای خزد و لقمه ای همی خاید

هنوز کان ضمیرش گهر همی بخشد

هنوز بحر ثنایش درر همی زاید

اگر ز بنده به گستاخیئی نیفتد حمل

هنوز کار حساب و رکاب را شاید

سئوالکی ست رهی را به گاه نهضت و کوچ

چو کوس فتح تو گوش سپهر بگزاید

چه چاره خیزد چون دست حیرتش ایام

عنان دل زکف اختیار برباید

ز گرد موکب میمون به دیده سرمه دهد

دگر ز تربت تبریز جان نفرساید

مراد بنده همین بندگیست در هر حال

مراد خواجه دنیا و دین چه فرماید

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
ابوسعید ابوالخیر

خوش آید او را چون من به ناخوشی باشم

مرا که خوشی او بود ناخوشی، شاید

مرا چو گریان بیند بخندد از شادی

مرا چو کاسته بیند کرشمه بفزاید

مسعود سعد سلمان

دلم ز اندوه بی حد همی نیاساید

تنم ز رنج فراوان همی بفرساید

بخار حسرت چون بر شود ز دل به سرم

ز دیدگانم باران غم فرود آید

ز بس غمان که بدیدم چنان شدم که مرا

[...]

سنایی

زهی سزای محامد محمد بن خطیب

که خطبه‌ها همی از نام تو بیاراید

چنان ثنای تو در طبعها سرشت که مرغ

ز شاخسار همی بی‌ثبات نسراید

ز دور نه فلک و چار طبع و هفت اختر

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از سنایی
وطواط

بهار باز جهان را همی بیاراید

جمال چهرهٔ بستان همی بیفزاید

بسان جلوه گران گوش و گردن گیتی

بگونه گونه جواهر همی بیاراید

سحاب روی شکوفه همی بیفروزد

[...]

انوری

خدای کار چو بر بنده‌ای فرو بندد

به هرچه دست زند رنج دل بیفزاید

وگر به طبع شود زود نزد همچو خودی

ز بهر چیزی خوار و نژند باز آید

چو اعتقاد کند کز کسش نباید چیز

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه