نه جان در کار عشقت کردم آخر
نه مهرت را به جان پروردم آخر
جهانی غم به امید تو خوردم
نگوئی کی ز تو برخوردم آخر
گرفتم نیستم در خورد وصلت
بدین غم هم نه اندر خوردم آخر
گر از حال دلم آگاهیت نیست
قیاسی کن ز روی زردم آخر
اگر چون سگ مرا از در برانی
نه آنم کز درت برگردم آخر
ز بیم جان غم عشقت نگیرم
نه یکباره چنین نامردم آخر
مرا با تو خوش افتاد آشنائی
نه آئینی غریب آوردم آخر
همه عالم در این حالم شریکند
نه تنها من در این فن فردم آخر
بدادم دل نه چیزی بر دم الحق
شدم عاشق نه خونی کردم آخر
به درد هجر ازین بیشم مکش زار
که من خود کشته این دردم آخر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و درد ناشی از آن است. شاعر در آن از دشواریها و رنجهایی که به خاطر عشق کشیده صحبت میکند و میگوید که باوجود تمام غمها و دردها، هنوز عشق را ادامه میدهد. او به احساساتش اشاره میکند و میگوید که گرچه دردم را نمیفهمند، اما همه در غم او شریک هستند. شاعر همچنین بر وفاداری خود به عشق تأکید میکند و میگوید که حتی اگر از او دور شوند، از عشقش دست نخواهد کشید و به درد هجر خود ادامه میدهد. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که دیگر نمیتواند بیشتر از این درد را تحمل کند.
هوش مصنوعی: من نه جانم را در عشق تو فدای کردهام و نه محبتت را در دل نگه داشتهام.
هوش مصنوعی: من در جهانی پر از غم زندگی کردهام و به امید تو به سر میبرم، اما هیچ وقت نخواستهای بگویی کی از تو بهرهمند شدم.
هوش مصنوعی: من به خاطر این غم و اندوه نمیتوانم به وصالت برسم و در حقیقت، این حال و روز من هم متناسب با عشق تو نیست.
هوش مصنوعی: اگر از احساسات من باخبری نداری، فقط به چهرهی زردم نگاهی بینداز و نتیجهگیری کن.
هوش مصنوعی: اگر مرا همچون یک سگ از در بیرون کنی، من آنقدر وابسته به تو هستم که هرگز از درت دور نمیشوم.
هوش مصنوعی: به خاطر ترس از جانم، عشق تو را هرگز به راحتی فراموش نمیکنم. من اینقدر بیوفا نیستم که به آسانی پشت به عشق تو کنم.
هوش مصنوعی: به من با تو آشنا شدن خیلی خوشایند بود، نه اینکه آداب و رسوم عجیب و غریبی به همراه داشته باشد.
هوش مصنوعی: همه افراد در این وضعیت و احساس من سهیم هستند و من تنها کسی نیستم که در این زمینه منحصر به فرد هستم.
هوش مصنوعی: من از دل و جان فریاد زدم و هیچ چیزی بر زبان نیاوردم، در حقیقت عاشق شدم و در این راه، خون خود را نریختم.
هوش مصنوعی: نگذار درد جدایی مرا بیش از این به زانو درآورد، چرا که من خود به خاطر این درد جان دادهام.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بخون دل بزرگت کردم آخر
بشیر و شکّرت پروردم آخر
نیامد دلبر و من مردم آخر
ز هجر یار جان بسپردم آخر
نیامد دلبر خوشخوی فایز
به یک پهلو دو خنجر خوردم آخر
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.