ای ز بوس تو نقل من بسیار
وزکنار تو کار من چو نگار
در کنارم نشین و بوسه بده
که ز تو قانعم به بوس و کنار
از خط دوستی مشو بیرون
طوف کن گرد خویش دایره وار
جان نوازی به لعل شکرریز
دلربائی به زلف عنبر بار
از رهت گر روی چو باد آید
برتوان چید عنبر بسیار
دست من برسر است و بر سر من
دامنی می کشی نه بر هنجار
گوش من بر در است و دست جفات
حلقه وارم نشانده بر در زار
یارب آن بخت باشدم که شبی
دامن تو به دستم افتد خوار
یا بود دولتم که آن خم زلف
حلقه گوش من شود یکبار
تا من آوازه در جهان فکنم
از سر عشرتی سنائی وار
زین سپس دست ما و دامن دوست
پس ازین گوش ما و حلقه یار
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و علاقه شدید شاعر به محبوبش است. شاعر میخواهد که محبوب، در کنار او بنشیند و با او بوسه exchange کند. او از دوستی و نزدیکی با محبوب سخن میگوید و تقاضا دارد که عشق و دوستیشان ادامه یابد. او به زیباییهای محبوب اشاره کرده و از احساسات عمیق خود نسبت به محبت و تمایل به نزدیکی سخن میگوید. شاعر آرزو میکند که یک شب دامن محبوبش را در دست داشته باشد و از آن لحظه لذت ببرد. به طور کلی، شعر بیانگر اشتیاق و عشق عمیق شاعر به محبوبش است و تمایل او برای نزدیکتر شدن و تجربه کردن لحظات خوشایند با او میباشد.
هوش مصنوعی: ای از بوسهات مرز و بوم من بسیار گسترده شده و از کنار تو کار من به زیبایی و خوشگلی پیش میرود.
هوش مصنوعی: کنارم بیا و لبهایم را ببوس، زیرا من از این نزدیکی و محبت تو راضی و خشنود هستم.
هوش مصنوعی: از دوستی خارج نشو و با دایرهای از عشق و محبت خود را احاطه کن.
هوش مصنوعی: جان نوازی به لعل شکرریز به معنای جلب توجه و محبت با زیبایی و جذابیت است، و دلربائی به زلف عنبر بار به زیبایی و دلنشینی موهای خوشبو اشاره دارد. در کل، تصویرهایی از زیبایی و جذابیت را به ما میدهد که از آنها احساس عشق و شوق میکنیم.
هوش مصنوعی: اگر در مسیرت کسی بیاید که مانند باد سریع و پرتوان باشد، میتواند عطر خوشی مانند عنبر را جمع کند و برایت بیاورد.
هوش مصنوعی: دست من بر سرم است و تو لبهی دامن را بر سرم میکشی، ولی نه به طور معمول و طبق عرف.
هوش مصنوعی: گوش من به صدای دروازه توجه دارد و دستم به شکل حلقهای به در زار چسبیده است.
هوش مصنوعی: پروردگارا، ای کاش بنده آن شوم که یک شب دامن تو به دستانم بیفتد و از این بابت شرمنده شوم.
هوش مصنوعی: ای کاش آن زلفِ خمیدهای که دور گوشم حلقه شده، یک بار دیگر به من برگردد و خوشیهایم را دوباره زنده کند.
هوش مصنوعی: میخواهم نام و صدای خود را در دنیا پخش کنم و از خوشی و شادمانی همچون سنایی بهرهمند شوم.
هوش مصنوعی: از این پس دست ما در دامن دوست خواهد بود و گوش ما به صدای یار خواهد رسید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بر رُخَش زلف عاشق است چو من
لاجرم همچو منش نیست قرار
من و زلفین او نگونساریم
او چرا بر گل است و من بر خار؟
همچو چشمم توانگر است لبم
[...]
زان مرکّب که کالبد از نور
لیکن او را روان و جان ازنار
زان ستاره که مغربش دهنست
مشرق او را همیشه بر رخسار
بارگی خواست شاد بهر شکار
بر نشست و بشد بدیدن شار
ای دل نا شکیب مژده بیار
کامد آن شمسه بتان تتار
آمد آن سرو جلوه کرده به ناز
آمد آن گلبن خمیده ز بار
آمد آن بلبل چمیده به باغ
[...]
هست ایام عید و فصل بهار
جشن جمشید و گردش گلزار
ای نگار بدیع وقت صبوح
زود برخیز و راح روح بیار
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.