ای آنکه چو باد ناتوانی
با باد به بوی همعنانی
آنچ از تو به جان خرند عشاق
بر باد دهی به رایگانی
آهونئی و نسیم مشکین
باد از تو برد به ارمغانی
چون باد سبکسری و گه گاه
در بند زری و سر گرانی
زنجیر باد سبکسری و گه گاه
در بند زری و سر گرانی
زنجیر هزار حلقه ای زان
بندی داری هزار گانی
صیاد نیی و دلشکاری
شمشیر نئی و سرفشانی
گه در پی سرو پایمالی
گه بر سر لاله سایبانی
گه معجز صاحب زبوری
گه مار پیمبر شبانی
گه چنبر گردن نسیمی
گه حلقه گوش ارغوانی
گه پیش افتی و در کناری
گه با کمری و در میانی
زنگی بچه دلستان نباشد
تو زنگی شوخ دلستانی
گر دل دزدی چرا به صورت
هندوی سیاه پاسبانی
ابروی مسلسل وسیاهی
یا بر سر آتشی دخانی
ظلمات سکندری و یابند
در سایه ات آب زندگانی
هر چند که تیره و درازی
همچون شب وصل دل نشانی
قلب روزی به لفظ تازی
وز چهره به رنگ قلب کانی
شش بر سر لفظ قلب کل نه
کاندر لغت دری تو آنی
آشفته و تیره ای و دلگیر
چون خط نجیب دامغانی
آن بحر مکارم و معالی
وان کان لطافت ومعانی
آن کز قلم است ابن مقله
وان کز کلم است ابن هانی
ای قهر تو انتهای پیری
وی لطف تو مبدا جوانی
با بزم تو لیل یوم عیش است
باقی باشد جهانی فانی
ای لعل تو آب زندگانی
وی وصل تو عمر جاودانی
ماهی و چو مه نه دلنوازی
مهری و چنو نه مهربانی
چشم ار برود تو نور چشمی
جان ار ببری به جای جانی
مجنون توام به جانسپاری
لیلی منی به دلستانی
از عشق منم فسانه شهر
وز حسن تو فتنه جهانی
فرهاد توام به تلخ عیشی
شیرین منی به خوش زبانی
گر رحم کنی تو در خورم من
ور جان خواهی سزای آنی
ترسم که دلت بماند از من
گویم که به حور و ماه مانی
چه حور که خوش تر از بهشتی
چه ماه که مهر آسمانی
از شنگی فتنه زمینی
وز شوخی شورش زمانی
صد جیب ز مشک پرکنددل
گردامن زلف برفشانی
گر بگشائی دهان خورد جان
صد تنگ شکر به رایگانی
از جان خواهم که در وثاقت
باشم شب وروز ایرمانی
گاهی به درت به خاکروبی
گه بر بامت به پاسبانی
رنجم منما که ناتوانم
دریاب مرا که می توانی
خطی که بداده ای به وصلم
ای وصل تو آب زندگانی
هر روز هزار ره ببوسم
بر دیده و دل نهم نهانی
زان روز شمار کار من هست
کاغذ بوسی و رقعه خوانی
یا محو شود سیاهی او
زین اشک روان ارغوانی
تا چند به یاد وعده کژ
بر آتش حسرتم نشانی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و زیبایی، و احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوقش است. شاعر به توصیف معشوق میپردازد و او را به باد و نسیم تشبیه میکند که زیبا و سبکتر از آن چیزی است که در دسترس قرار دارد. او احساس میکند که عشقش او را به پرواز درآورده و در عین حال، به زنجیری از افسوس و غم میکشاند.
شاعر از زیباییهای ظاهری و باطنی معشوق سخن میگوید و اعتراف میکند که این عشق، برای او چون آب زندگی است. او همچنین به تضاد میان عشق و دردهایی که این عشق به او میآورد، اشاره میکند و آرزو دارد که معشوق دلش برای او نرم شود. در پایان، شاعر از نشانههای عشق و وعدهها یاد میکند و به اشکهای خود به خاطر دوری از معشوق مینگرد. مجموعاً، این شعر تمام احساسات و آرزوهای عاشقانه را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: ای کسی که مانند باد، ناتوانی و تنها با وزش باد به همنفسی میپردازی.
هوش مصنوعی: هر چیزی که عاشقان از تو به جان خریدند و برایش سختی کشیدند، نباید به راحتی و بدون ارزش از دست برود.
هوش مصنوعی: تو به مانند بوی خوش مشکی هستی که نسیم آن را از دور به ارمغان میآورد.
هوش مصنوعی: شما همچون باد هستید که با شتاب و سبکی حرکت میکنید، و گاهی هم به زنجیری از طلا گرفتار میشوید و بار سنگینی را بر دوش دارید.
هوش مصنوعی: نسیم زندگی بیخیال و سبکی را با خود میآورد و گاهی اوقات ما را در دنیای پراسترس و سنگین گرفتار میکند.
هوش مصنوعی: تو یک زنجیر بزرگ و محکم داری که به طور ناچیز و در عین حال درهمتنیده به هم مرتبط است.
هوش مصنوعی: شما شکارچی نیستید و همچنین سلاحی در دست ندارید، اما هنوز هم میتوانید اراده و شجاعت را در خود حفظ کنید.
هوش مصنوعی: گاهی در پی زیبایی های پایمال شده میروم و گاهی بر روی گلها سایه میاندازم.
هوش مصنوعی: گاهی معجزات صاحب زبور را میبینیم و گاهی نیز معجزات پیامبر که چوپانی میکند.
هوش مصنوعی: هر از گاهی بر گردن نسیمی لطیف قرار میگیرد و گاهی دیگر، حلقهای از گل ارغوانی بر گوش میآویزد.
هوش مصنوعی: گاهی از دیگران جلو میافتی و در مکانی قرار میگیری، و گاهی نیز با اعتماد به نفس و در وضعیت میانه قرار میگیری.
هوش مصنوعی: اگر زنگی هستی، نباید به دلنشینی و شوخطبعی خود شک برنامهریزی کنی.
هوش مصنوعی: اگر دلت را دزدیدهاند، چرا در برابر یک زن هندی سیاهپوست ایستادهای و از آن محافظت میکنی؟
هوش مصنوعی: زیبایی ابروی مانند تیرکمان و تاریکی مانند دود بر سر آتش را توصیف میکند. این تصویر نشاندهنده جذابیت و هیجان است که ممکن است احساسات عاطفی را برانگیزد.
هوش مصنوعی: در تاریکیهای سرد و ناآشنا، فقط در سایه تو میتوانند به زندگی و حیات دست پیدا کنند.
هوش مصنوعی: هرچند که دوران طولانی و سختی مانند شب تار و بینور است، اما وصل و ارتباط دل را میتوان حس کرد و نشانههایی از آن یافت.
هوش مصنوعی: قلبی که روزی به زبان عربی سخن میگوید و چهرهاش رنگی از عمق احساسات دارد.
هوش مصنوعی: در هر زبانی، واژهها معنای خاصی دارند، اما در زبان دری، تو به نوعی نمایانگر و عمیقترین معنای این کلمهای، یعنی "قلب" هستی.
هوش مصنوعی: تو در حالتی آشفته و تیره به سر میبری و دلت پر از نگرانی است، درست مانند حال و هوای شاعر بزرگ دامغان.
هوش مصنوعی: این شخص به عنوان منبعی غنی از ویژگیهای ممتاز و ارزشمند شناخته میشود، حتی اگر ظاهری لطیف و معانی عمیق داشته باشد.
هوش مصنوعی: این بیت به دو شاعر معروف اشاره دارد. ابن مقله که به خاطر خوشنویسی و ذوق ادبیاش مشهور است و ابن هانی که به خاطر شاعری و نثر زیبا شناخته میشود. در واقع، این جمله به ارزش و تأثیر هنر آنان در زبان و شعر اشاره دارد و آنها را به عنوان نمادهایی از خلاقیت و زیبایی در ادبیات معرفی میکند.
هوش مصنوعی: تو میخواهی که من پیر و خسته شوم، اما لطف و محبت تو باعث میشود که همیشه جوان و سرزنده بمانم.
هوش مصنوعی: با حضور تو، شب و روز شادی باقی خواهد ماند و این دنیا که فانی است، دوام و بقا نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: ای زیبای دلربا، تو همچون جوی آب زندگی هستی و ارتباط با تو باعث طول عمر و جاودانگی میشود.
هوش مصنوعی: ماهی و ماه، هر دو زیبایی خاصی دارند، اما هیچیک نمیتواند جایگزین دلنوازی و محبت واقعی شود.
هوش مصنوعی: اگر چشمانت را از من بگیری، روح و جانم را هم از من بگیری، هیچکدام برایم اهمیتی نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: من به عشق تو مجنون و دیوانهام و تو لیلی منی که به خاطر تو جانم را فدای عشق میکنم.
هوش مصنوعی: من به خاطر عشق، داستانی برای شهر شدهام و از زیبایی تو، دنیای پر از آشوب و جاذبهای ایجاد شده است.
هوش مصنوعی: فرهاد عزیزم، تو با لذتی تلخ مواجهی، اما من با زبان شیرینم، تو را شاد میکنم.
هوش مصنوعی: اگر تو مهربانی کنی و به من کمک کنی، من هم آمادهام تا جانم را فدای تو کنم.
هوش مصنوعی: میترسم دلت از من دلگیر شود اگر بگویم که تو همچون حوری و ماهی.
هوش مصنوعی: چقدر زیبا و دلانگیز است آن دختر بهشتی و چقدر خوب و پرنور است آن ماهی که نورش از آسمان میتابد.
هوش مصنوعی: از شادابی و نشاط دنیایی و از بازیگوشی زمانه، فتنهای به پا میشود.
هوش مصنوعی: صد جیب از عطر مشک پر کند و دل را با گیسوانش به شوق آورد.
هوش مصنوعی: اگر دهانت را باز کنی، جانم را با یک هزار طعم شیرین سیراب خواهی کرد و این همه به رایگان خواهد بود.
هوش مصنوعی: میخواهم که همیشه و در هر شرایطی، انسان بااخلاق و قابل اعتماد باشم.
هوش مصنوعی: گاهی پیش درب تو برای خدمت ایستادهام و گاهی هم بر سقف خانهات برای مراقبت و نگهبانی.
هوش مصنوعی: مرا رنج نده، زیرا که ناتوان و ضعیف هستم. از تو درخواست کمک میکنم، چون تو قادر به یاری کردن من هستی.
هوش مصنوعی: این جمله به لزوم و اهمیت ارتباط عاطفی و روحی با معشوق اشاره دارد. در واقع، عشق و وصال به عنوان منبع حیات و نشانهای از زندگی و سرزندگی معرفی شده است. به عبارتی دیگر، پیوند عاطفی با محبوب، مشابه آب زندگیبخش است که وجود انسان را سیراب و شاداب میکند.
هوش مصنوعی: هر روز هزار بار به چشمانم و دل، بدون اینکه کسی متوجه شود، بوسه میزنم.
هوش مصنوعی: از آن روز به بعد، کار من فقط نوشتن نامهها و خواندن نوشتهها شده است.
هوش مصنوعی: یا این که سیاهی او با این اشکهای ارغوانی محو شود.
هوش مصنوعی: چند وقت دیگر باید به یاد وعدههای شکستخوردهام بمانم و از حسرت آن بر روی آتش دلم بسوزم؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آن جنگی مرد شایگانی
معروف شده به پاسبانی
در گردنش از عقیق تعویذ
بر سرش کلاه ارغوانی
بر روی نکوش چشم رنگین
[...]
ای چشم و چراغ آن جهانی
وی شاهد و شمع آسمانی
خط نو نبشته گرد عارض
منشور جمال جاودانی
بی دیده ز لطف تو بخواند
[...]
عشقست نشان بی نشانی
از خود چو برون شوی بدانی
ای غایت عیش این جهانی
ای اصل نشاط و شادمانی
گر روح بود لطیف روحی
ور جان باشد عزیز جانی
گفتی که چگونهای تو بیما
[...]
تا بشنیدم که ناتوانی
دلتنگ شدم چنانکه دانی
گفتم شخصی بدان لطیفی
افسوس بود به ناتوانی
افتاد ز هاتفی به گوشم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.