آن چشم مست را که دو صد چشم در پی است
هر فتنهای که هست به زیر سر وی است
مهرت بعضو عضو من ای ماه مهر خوی
آنسان گرفته جای که چون نشأه در می است
ما مست باده ی دگریم ای فقیه شهر
نی ز آن مئی که در خم جمشید یا کی است
شو مست حق چو ما، که شوی مستحق عفو
پرهیزکاری تو از این باده تا کی است؟
هرکس به عصر خویش کرم داشت، حاتم است
مطلق مگو که شاه کرم حاتم طی است
در راه عشق شکوه نمودن ز بیش و کم
کار کسی بود که به یک مغز چون نی است
گر من ز سردمهری یاران دلم فسرد
منعم مکن که هر شجر افسرده در دی است
اهل نظر علانیه دانند کآنچه را
منظور (صابر همدانی) است در ری است


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و مستی ناشی از آن اشاره میکند و چشم معشوق را که سبب جلب توجه دیگران است، مرکز فتنهها میداند. او عشق را به میخانهای تشبیه میکند که در آن مستی مطلوبی وجود دارد و به فقیه شهر هشدار میدهد که از پرهیزکاری بیهوده دست بردارد. شاعر بر این باور است که هر کس در زمان خود بخشنده باشد، همچون حاتم است و در عشق، کسی که از زیادهخواهی شکایت کند، همانند نیاست که تنها به سختی میوزد. در پایان، اشارهای به سردی دلم و معرفت اهل نظر دارد که میدانند منظور او چیست.
هوش مصنوعی: آن چشم زیبا و دلربا، چنان جذابیت دارد که صدها چشم دیگر را به خود جلب میکند و هر آشفتگی و فریبی که در دنیا وجود دارد، به نوعی به آن چشم مربوط میشود.
هوش مصنوعی: عشق تو به جان و دل من چنین نفوذ کرده است که مانند نشانهای در میخانه میدرخشد و بر من تسلط دارد.
هوش مصنوعی: ما تحت تأثیر نوشیدنی دیگری هستیم، ای عالم شهر، نه از آن شرابی که در ظرف جمشید یا کی موجود است.
هوش مصنوعی: مثل ما مست حقیقت شو، چون این حال موجب میشود که شایسته بخشش شوی. اما تا چه زمانی میخواهی از این باده خودداری کنی؟
هوش مصنوعی: هر کسی که در زمان خود مهربانی و سخاوت داشته باشد، باید او را بزرگ و محترم بشمریم. نیازی نیست که فقط نام شخصیتهای مشهور مانند حاتم طایی را بیاوریم، چون هر فردی که در دوره خود نیکوکار باشد، ارزشمند است.
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، شکایت کردن از کم و زیاد، کار کسی است که مانند نی، فقط به یک فکر و ذهن محدود است.
هوش مصنوعی: اگر به خاطر بیمحلی دوستانم دلگیر شوم، مرا ناامید نکن. چون هر درختی که پژمرده است، به زمستان مربوط میشود.
هوش مصنوعی: افراد با دانش و بصیرت به وضوح میدانند که آنچه مورد نظر صابر همدانی است، در شهر ری قرار دارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هر جا که بنگری رخ او در تجلی است
مجنون اگر شوی همه آفاق لیلی است
دور از توام بصورت و در معنیم قرین
صورت تفاوتی نکند اصل معنی است
ما را که دل بطرفه غزالی گرفته انس
[...]
آب حیات آتش رخساره ها می است
باد مراد کشتی می نغمه نی است
شمع و چراغ مجلس مستان می و نی است
جام و کدوی باده پرستان جم و کی است
گو با دو دست پاس سر خود نگاه دار
چون عینک آنکه چشم حسودیش در پی است
مردانه گر ز وادی سر بگذرد کسی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.