گنجور

شمارهٔ ۳۵

 
حافظ
حافظ » اشعار منتسب
 

پدید آمد رسوم بی وفایی

نماند از کس نشان آشنایی

برند از فاقه نزد هر خسیسی

کنون اهل هنر دست گدایی

کسی کاو فاضل است امروز در دهر

نمی بیند زغم یک دم رهایی

ولیکن جاهل است اندر تنعم

متاع او چو هست این دم بهایی

وگر شاعر بگوید شعر چون آب

که دل را زآن فزاید روشنایی

نبخشندش جویی از بخل و امساک

اگر خود فی المثل باشد سنایی

خرد در گوش هوشم دی همی گفت

برو صبری بکن در بینوایی

قناعت را بضاعت ساز و می‌سوز

در این درد و عنا چون بی‌نوایی

بیا حافظ به جان این پند بشنو

که گر از پا درافتی با سر آیی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعلین فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

دیوان حافظ دانشگاه پرینستون نوشته شده به تاریخ جمادی الثانی ۹۲۶ هجری قمری » تصویر ۲۲۰

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.