گنجور

مثنوی (الا ای آهوی وحشی)

 
حافظ شیرازی
حافظ
 

الا ای آهوی وحشی کجایی

مرا با توست چندین آشنایی

دو تنها و دو سرگردان دو بی‌کس

دد و دامت کمین از پیش و از پس

بیا تا حال یکدیگر بدانیم

مراد هم بجوییم ار توانیم

که می‌بینم که این دشت مشوش

چراگاهی ندارد خرم و خوش

که خواهد شد بگویید ای رفیقان

رفیق بیکسان یار غریبان

مگر خضر مبارک پی درآید

ز یمن همتش کاری گشاید

مگر وقت وفا پروردن آمد

که فالم لا تذرنی فرداً آمد

چنینم هست یاد از پیر دانا

فراموشم نشد، هرگز همانا

که روزی رهروی در سرزمینی

به لطفش گفت رندی ره‌نشینی

که ای سالک چه در انبانه داری

بیا دامی بنه گر دانه داری

جوابش داد گفتا دام دارم

ولی سیمرغ می‌باید شکارم

بگفتا چون به دست آری نشانش

که از ما بی‌نشان است آشیانش

چو آن سرو روان شد کاروانی

چو شاخ سرو می‌کن دیده‌بانی

مده جام می و پای گل از دست

ولی غافل مباش از دهر سرمست

لب سر چشمه‌ای و طرف جویی

نم اشکی و با خود گفت و گویی

نیاز من چه وزن آرد بدین ساز

که خورشید غنی شد کیسه پرداز

به یاد رفتگان و دوستداران

موافق گرد با ابر بهاران

چنان بیرحم زد تیغ جدایی

که گویی خود نبوده‌ست آشنایی

چو نالان آمدت آب روان پیش

مدد بخشش از آب دیدهٔ خویش

نکرد آن همدم دیرین مدارا

مسلمانان مسلمانان خدا را

مگر خضر مبارک‌پی تواند

که این تنها بدان تنها رساند

تو گوهر بین و از خر مهره بگذر

ز طرزی کآن نگردد شهره بگذر

چو من ماهی کلک آرم به تحریر

تو از نون والقلم می‌پرس تفسیر

روان را با خرد درهم سرشتم

وز آن تخمی که حاصل بود کشتم

فرحبخشی در این ترکیب پیداست

که نغز شعر و مغز جان اجزاست

بیا وز نکهت این طیب امید

مشام جان معطر ساز جاوید

که این نافه ز چین جیب حور است

نه آن آهو که از مردم نفور است

رفیقان قدر یکدیگر بدانید

چو معلوم است شرح از بر مخوانید

مقالات نصیحت گو همین است

که سنگ‌انداز هجران در کمین است

 

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

علیرضا افتخاری » راز و نیاز » تصنیف آهوی وحشی

گلهای تازه » شمارهٔ ۳۰ » (همایون) (۰۸:۲۹ - ۰۹:۱۶) نوازندگان: حبیب‌الله بدیعی (‎ویولن) خواننده آواز: محمودی خوانساری سراینده شعر آواز: حافظ شیرازی (مثنوی) مطلع شعر آواز: الا ای آهوی وحشی کجایی

علی خدایی » مژده باران » آهوی وحشی

مرتضی فلاحتی (بامداد) » بی من مرو » تصنیف آشنایی

صدیق تعریف » گلگشت » آواز همراه با کمانچه

صدیق تعریف » گلگشت » ساز همراه با سنتور

فرامرز اصلانی » آهوی وحشی » آهوی وحشی

🎜 معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

دیوان حافظ به خط سلطانعلی مشهدی با تصاویر حاشیهٔ افزوده در دورهٔ گورکانی هند » تصویر 229 دیوان حافظ دانشگاه پرینستون نوشته شده به تاریخ جمادی الثانی ۹۲۶ هجری قمری » تصویر 246 دیوان حافظ نسخه‌برداری شده در رمضان ۸۵۵ ه.ق توسط سلیمان الفوشنجی » تصویر 267 دیوان حافظ به خط محمدرضا ابن عبدالعزیز مورخ ۱۲۱۶ هجری قمری » تصویر 23 دیوان حافظ به اهتمام محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی، به خط حسن زرین خط، مرداد ۱۳۲۰ شمسی ، زوار، چاپ سینا، تهران » تصویر 484

حاشیه‌ها

تا به حال ۴۰ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کرمی در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، سه شنبه ۲۰ مهر ۱۳۸۹، ساعت ۱۴:۱۷ نوشته:

شرح شکن زلف خم اندر خم جانان
کوته نتوان کرد که این قصه دراز است...

کرمی در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، سه شنبه ۲۰ مهر ۱۳۸۹، ساعت ۱۴:۱۹ نوشته:

او در تمام سال با ماست، یک روز به نام او کم است.

سید حسین تقوی در ‫۱۰ سال و ۵ ماه قبل، دو شنبه ۲۲ آذر ۱۳۸۹، ساعت ۰۸:۱۳ نوشته:

با سلام . اولین بار این مثنوی زیبا را با صدای زیبای آقای فرامرز اصلانی و فکر میکنم در حدود سال 1357 شنیدم و به خاطر متن و کلمات آن چنان در دلم نشست که هیچگاه برایم سابقه نداشت . بعدا" فهمیدم مثنوی از حضرت حافظ است و برایم معلوم شد که علت این علاقه چه بود . علت نقش حافظ است . مثنوی از حافظ است . حافظی که هنوز آنچنان که باید به او پرداخته نشده است . ولی عیبی ندارد . خودش میگوید : قصر فردوس به پاداش جهان میبخشند ما که رندیم و گدا دیر مغان ما را بس موفق باشید

مصطفی علیزاده در ‫۱۰ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۸ فروردین ۱۳۹۰، ساعت ۱۸:۴۲ نوشته:

آهوی وحشی در این شعر اشاره به داستان فلسفی سلامان و ابسال دارد که در آن" کودکی که در جزیره ای متروک سرگردان میشود به وسیله ی یک آهو شیر داده می شود و...."
که نماد لطف و کرامت خداوند است

کمال در ‫۹ سال قبل، چهار شنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۵:۴۶ نوشته:

جناب منصور شما که میگویید بهتر حرف بزنیم بهتر بود کمی هم بهتر بنویسید ؛عتاب ؛است نه عطاب

یزدان در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۲ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۲۲:۵۵ نوشته:

سلام
من برای اولین بار این شعرو تو فیلم تهران من حراج شنیدم خیلی خوشم اومد
بعد تو گوگل سرچ کردم دیدم فرامرز اصلانی هم خوندتش ،گوش دادم و واقعا لذت بردم
و وقتی فهمیدم شعر حافظه
آکوردشو هم دانلود کردم تمرینش کردم و الان خودمم میتونم بخونمش و الان برای هر کس میخونم میگه
دوباره دوباره دو....

امیر محمد ولی پوری در ‫۸ سال و ۳ ماه قبل، پنج شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۱، ساعت ۱۵:۲۲ نوشته:

لطفا این ها را تصحیح کنید:
دو تنها و دو سرگردان بیکس دو دامت در کمین از پیش و از پس

جواد در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، یک شنبه ۲ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۰۶:۰۰ نوشته:

«دو تنها و دو سرگردان، دو بی‌کس»
ز خود بیگانه، از هستی رمیده،
ازین بی‌درد مردم، رونهفته،
شرنگ ناامیدی‌ها چشیده
.
.
.
«دو تنها و دو سرگردان، دو بی‌کس»
به خلوتگاه جان، با هم نشستند،
زبان بی‌زبانی را گشودند،
سکوت جاودانی را شکستند
(فریدون مشیری، سه دفتر، دریای نگاه)

علی در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۵۶ نوشته:

فکر نمی کردم این شعر مال جناب حافظ باشه چون حافظ بیشتر غزل های عرفانی می گفته.برام جالب بود

علی اکبر کیوانفر در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، دو شنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۲۷ نوشته:

سلام.
لطفا واژۀ « کن» در بیت: تو گوهر بین و از خر مهره بگذر
ز طرزی کن نگردد شهره بگذر
به «کان» تغییر یابد. سپاس!
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

اصلاح در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، دو شنبه ۳ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۲۴ نوشته:

اگر کسانی که بالا نشینند مقام وثروت .و....
ازخودشان شروع میکردند .خوب میشد .

امیر در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، یک شنبه ۷ دی ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۲۱ نوشته:

با عرض سلام،
به نظر می رسد مصرع دوم در بیت هشتم از آخر،
"ز طرزی کان نگردد شهره بگذر " باشد، نه " ز طرزی کن...".
یعنی از راه و روشی که پسندیده نیست بگذر.
با سپاس
امیر

عباس در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۱۲ نوشته:

صحبت از دیدن جسم و جان با هم است و جدا نکردن عالم ماده از معناست که خود موجب تمامی های رنج ها ی بشری امروز است .
روان را با خرد درهم سرشتم
وز آن تخمی که حاصل بود کشتم
فرحبخشی در این ترکیب پیداست
که نغز شعر و مغز جان اجزاست
بیا وز نکهت این طیب امید
مشام جان معطر ساز جاوید

سیروس در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، چهار شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۴۹ نوشته:

حتما با صدای محمد معتمدی این شعر زیبا را گوش دهید.

یداله در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، پنج شنبه ۷ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۶:۱۲ نوشته:

اشعارحافظ به گونه ای نوشته شده که دل هرخواننده ای رابه خودجذب می کندلذاهرکس به اندازه ظرفیت وپلکان نزدیک شدن به دل حافظ جرعه ای ازاین دریای عظیم اشعارحافظ می نوشدوازاشعاربرداشت می کند کسی می تواندبه یقین تفسیرکندکه راه حافظ راطی کرده باشدوبه آنچه که حافظ رسیده برسدپس بهتراست ازاظهارنظرقطعی خودداری کنیم تاباعث رنجش یکدیگرنشویم وبهتراست بگوییم نظرمن این است به هرحال همه عزیزانی که این اشعاررامی خوانندعزیزومحترم هستند لطفا زیبایی دل حافظ راباجروبحث خراب نکنید

بهزاد در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهار شنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۰۴ نوشته:

خیلی بده واقعا خیلی بده حالم را گرفتی
ما ایرانیان هنوز نمی توانیم مثبت و منفی را درک کنیم و به عقاید یک دیگر احترام بگزاریم و بپذیریم.
"اشعارحافظ به گونه ای نوشته شده که دل هرخواننده ای رابه خودجذب می کندلذا هرکس به اندازه ظرفیت و تجربه خودش درک می کند همانطوری که مریم خانم گفتند"
مثل ان ساقی که میداند ظرفیت من و یا کس دیگر چقدر است. پس لطف کنید به هم احترام بگزارید .
دانستن و ندانستن بیت مهم نیست مهم این است که به همدیگر بیاموزیم و لذت ان را باهم ببریم با مفهوم مختلف واگر هم بلد نیستیم و اشتباه کردم به من بیاموز و اگر هم دو کلمه بیشتر از من میدانی پس کفر نگو چون ان دو کلمه در دنیای دیگران هیچ ارزشی ندارد و تو تنها در دنیای خودت خواهید ماند
این شعر زیبا را بر من خراب کردی

محدث در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، چهار شنبه ۱ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۵۸ نوشته:

سرم درد می گیرد وقتی برخی نظرات را می خوانم. با شما هستم جناب بی دین. حال می توانیم به گفتار آقای ید الله بی خیال بحث شویم ولی آقا یدالله اینگونه نیست که تمام سخن ها اینطور باشد و نتوان فصل الخطابی بر پایان بحث ها یافت. بی دین جان! اگر قاعده ی رجوع به متخصص در امور تخصصی را قبول دارید و به مصرع قدر زر زرگر شناسد قدر جوهر جوهری، ایمان دارید باید بگوییم که حافظ یک نابغه و اعجوبه است و دریایی از معارف و حقایق را در اشعارش ذکر کرده و نباید وهابی وار و شاملو گونه برخی اشعارش را گرفت و بسیاری دیگر را نادیده انگکاشت و سپس برداشت کوته نگرانه و ناصواب خویش را به حافظ نسبت داد. برای فهم اشعار حافظ باید ببینیم صاحب نظران چه می گویند نه هر عروض دان و کارشناس ادبیاتی که از عرفان و معارف جز اصطلاحاتی چیز دیگر نمی داند. نظر را نغز کن تا نغز بینی/گذر از پوست کن تا مغز بینی. فاصرف الخاطر عن ظاهرها/واطلب الباطن حتی تعلما
برگرفته از ebnearabi.blog.ir

محدث در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، پنج شنبه ۲ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۰۴ نوشته:

نوشته اید: "ای کاش ما یاد می گرفتیم بیشتر فکر کنیم و کمتر حرف بزنیم" جانا! سخن از زبان ما می گویی. من و شما که ابجد عرفان را نیز نمی دانیم-از نظر دادن هایمان مشخص است- نباید سلبا و ایجابا در امور تخصصی دخالت کنیم و بهترین راه این است که چون پسته ی دهان بسته، با خنده ی بیجا تهی بودن خود را آشکار نساخته و خود را مضحکه ی دیگران قرار ندهیم. نمی خواهم بگویم لزوما سخن آقثای علیزاده درست است ولی با توجه به جایگاه حافظ که در نزدیکی های قله ی عرفان اصیل قرار دارد، اگر قرار باشد ظواهر اشعار حافظ را بگیریم یا به دقایق فلسفی و حقایق عرفانی شعرش بگرویم این حالت دوم نزدیکتر به واقع است. مثلا همین شعر الا ای اهوی وحی... نه طبق نظر من مدعی دینداری و شمای مدعی بی دینی، که از نظر اهل فن، یک شعر نفیس معرفتی است و به عالم چهارم از عوالم چهارگانه ی معرفت شهودی ارتباط دارد که آن را تجلی ذاتی می گویند. راستی طاهره خانم! واقعا حکایت جالبی را تعریف کردید. اگر شما علاوه بر این مثنوی نسبت به سایر اشعار حافظ نیز این اندازه حافظه ی گیرایی داشته باشید گل وحودتان در ازل با مقداری از غبار خاک وجودی حافظ همنشین بوده است!

محدث در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، پنج شنبه ۲ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۰۶ نوشته:

آن شعر تازی از ابن عربی بود. ترجمه ی منظومش نیز که گذاشته شد، از شمس مغربی نائینی است. مطلعشان این است: کلما اذکره من طلل.....اگر بینی در این دیوان اشعار....

ابراهیم رمظانپور در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، پنج شنبه ۱ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۰۱:۵۶ نوشته:

ابسم الله الرحمن الرحیم .
از عشق او شروع کنیید .
الف لام میم .
البته من این موضوع را در شیراز .مرودشت وزرقان شیراز .
برای خیلی هابیان کردم .
وفکر می کردم یک شبه همه جهانیان از این موضوع اگاهی پیدا میکنند .
البته شاید بعضی ها فکر کنند که این یک نظر شخصی است .
اما چنین نیست .
البته همین طور که این خانم فرمودهاند .طاهره خانم
واین که دیگران گفته اند مگر حافظی باشد تا معلوم گردد که نظر حافظ چیست .
کملا صحیح هست .
چون همان طوری که در مثنوی مولانا گفته شده تا انسان که احسان .بشر تا در اتش نشده باشه نمی توانند سوختن را درک کند .
یکی بوی سوختگی را می شنود .ولی یکی خدا نکرده در اتش می شود ومی سوزد .واین دو خیلیفرق هست.
البته سوختن را با معانی سوختن عشق برداشت کنیید .
به هر صورت تا نشوی حافظ ندانیدکه حافظ چه می گویید .
یا در قله عرفان هست یانه .
بله حافظ ظمیر ناخوداگاه جمعی و شخصی بشر است .
یعنی هیچ کس نیست که به حافظ تفعال بزند و جواب نگییرد .
این هم سر گذشت من هست .
از بیسوادی که تفعلی بر حافظ زدم .
که از نگار من که به مکتب نرفت خط ننوشت .
تا جایی که بر هر سر مویی از تن حافظ یا عاشق سری است .
وهمه منظور من این است .
که اگرجهانیان میتوانند یک مصراع حافظ .
تفصیر کنند یا برای دیگران توضیح دهند .
فقط یک مصرع تا ببینید حافظ بر قله عرفان هست یا خیر .
حافظ یا عاشق می گویید .
بر هر سر مویی ازتن حافظ سری است .
ونسبت به این دو تنها .
دوکبوتر بودیم بالم شکسته خدایا بال بده تا بال بگیرم .
مغنی ملولم دو تایی بزن به یک تایی او که تایی بزن وسلام

شفیق شرق در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۰۹:۵۱ نوشته:

در متن گنجور آمده که :" مگر وقت وفا پروردن آمد/که فالم لاتذرنی فردا آمد".
در مصراع دوم، فردا باید به "فرد" تغییر داداه شود. یعنی اینطور:" که فالم لاتذرنی فرد آمد"

فرهاد در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، چهار شنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۳۱ نوشته:

جناب شفیق شرق: همان "فردا" با تلفظ "فردن" درست میباشد. که تضمینی است از آیه 89 سوره انبیا: رب لا تذرنی فردا: خدایا مرا تنها رها مکن.

سیاوش مرتضوی در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، سه شنبه ۶ مهر ۱۳۹۵، ساعت ۰۸:۲۸ نوشته:

ممکنه که این نگارش درست باشه: مگر خضر مبارک پی تواند که این تن ها به آن تنها رساند.

مسعود قائم مقامی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۴۰ نوشته:

در بیت بیست ودوم ودرمصرع دوم بجای کن بایستی کان اورده شود تو گوهر بین واز خرمهره بگذر ز طرزی کان نگردد شهره بگذر باتشکر

میلاد در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، پنج شنبه ۱ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۲۱ نوشته:

لطفاً در لیست خوانندگان، خوانندگان پاپ برون مرزی را هم بگنجانید. این شعر توسط آقای فرامرز اصلانی نیز با اجرایی بسیار زیبا و آرامبخش اجرا شده. ممنون

ملیکا در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، سه شنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۲۸ نوشته:

دوستان چقدر با تندی و تلخی پاسخ همدیگه رو میدن... آدم ناراحت میشه دلش میگیره اصلا حاشیه هارو می خونه.

امیر در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۶ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۲۱ نوشته:

جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه/ چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند

کمال داودوند در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۵:۳۳ نوشته:

ایول زیبا ست... مرسی

احسان در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، یک شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۴۹ نوشته:

سلام.من مطالعه اساتید رو ندارم اما فکر میکردم که درست این بوده
دو تنها رو ،دوسرگردان،دو بی کس ....

محمدرضا در ‫۲ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۲۲ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۵۰ نوشته:

چرا در بخش اجراها اجرای اقای فرامرز اصلانی را معرفی نمی کنید ؟ یکی از ماندگارترین اجراهای این شعر را ایشان انجام داده است .

احمدی فقیه در ‫۲ سال قبل، سه شنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۱۸ نوشته:

سلام و درود
که روزی رهروی در سرزمینی
به لطفش گفت رندی ره‌نشینی
در نسخه‌ای که دارم این بیت بدین صورت آمده‌است:
شنیدم رهروی در سرزمینی
به لطفش گفت رندِ خوشه چینی
و نیز تعدا ابیات در این نسخه خیلی بیشتر است.

احمدی فقیه در ‫۲ سال قبل، سه شنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۲۶ نوشته:

سلام و درود
رفیقان قدر یکدیگر بدانید
چو معلوم است شرح از بر مخوانید
در نسخهٔ من بدین صورت ثبت شده است:
رفیقان قدر یکدیگر بدانید
که تا در وادی هجران نمانید

احمدی فقیه در ‫۲ سال قبل، سه شنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۴۹ نوشته:

سلام و درود
مقالات نصیحت گو همین است
که سنگ‌انداز هجران در کمین است
در نسخه‌ای که دارم به گونه ذیل درج شده‌است:
مقالات نصیحت گو همین است
که حکمْ اندازِ هجران در کمین است

بیژن آزاد در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، چهار شنبه ۱ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۳۸ نوشته:

الا ای آهوی وحشی کجائی..
مفاعیلن(2)مفاعیل/هزج مسدس محذوف
وزن دوبیتی های بابا طاهر که فهلوی=پهلوی هم گفته می شود.

س.م.م در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهار شنبه ۸ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۵۵ نوشته:

با سلام
حافظ مثنوی سرا نیست
حافظ غزل سرا است
برای همین می‌توان دید که این شعر از غزل‌های وی بسیار ضعیف‌تر است
این از ارزش والای حضرت حافظ نخواهد کاهید

مصیب در ‫۵ ماه قبل، جمعه ۲۱ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۳۳ نوشته:

حافظ چرا مثنوی سرا نیست یعنی دوست چون غزل نوشته مثنوی نمی باید نوشت هر شاعری در شعر ضعف و در شعر قدرت دارد حافظ غزلسرای بزرگی بود من نمی خواهم به حافظ توهین کنم ولی در مثنوی ضعف داشت این چیزیه که باید پذیرفت حافظ اشعارش عارفی نبود بلکه چند تا از اشعارش

مصیب در ‫۵ ماه قبل، جمعه ۲۱ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۳۷ نوشته:

ببخشید اشتباه شد کسی که غزل می نویسه مثنوی نباید بنویست هر شاعری در شعری ضعف و در شعری قدرت داشته حافظ در مثنوی ضعف داشته ولی شعر خوبه همه رضایت دارند از شعر اما شیخ بهایی می گویند غزلش مانند حافظ و مثنویش مانند مولاناس می دونم ربطی نداشت اما.............

مصیب در ‫۵ ماه قبل، جمعه ۲۱ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۳۹ نوشته:

معنی د در بیت د دودامت کمین وز پیش و در پس چیه

امیر مستلزم در ‫۲ ماه قبل، دو شنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۳۰ نوشته:

مصیب گرامی!
دد به معنی وحشی و دردنده و در کل جاندار وحشیست
دام هم حیوان اهلی و مقابل و متضاد دد

الف کاف در ‫۱۷ روز قبل، شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۵:۱۹ نوشته:

به نظر من این شعر دارای سه قسمت است که میتوان انها را به صورت دو شعر مستقل دید.
1- هفت بیت اول ( الا آی آهوی وحشی کجایی... تا مگر وقت وفا کردن امد) در باره ارتباط آدم با جامعه سنگدل حرف میزند و انها را دعوت به دوستی می‌کند.
بیت 8: (جنینم یاد هست ازپیر دانا...) قمت اول و دوم به همدیگر متصل می‌شوند
است و به نظر می‌رسد با بیت 12 تمام میشود
این قسمت (آبیات 9.تا 12) در باره رندو سالک
صحبت شده که با بیت 12 ((بگفتا چون بدست آری نشانش) تمام می‌شود چونکه به قسمت سوم متصل نیست و محتویات آن هم به محتویات قسمت سوم که در باره وظایف انسان هست بیربط
است. پس می‌شود که قسمت اول و دوم را بصورت یک شعر و قسمت سوم را به صورست یک شعر مستقل در نظر گرفت

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.