گنجور

قطعه شمارهٔ ۱۱

 
حافظ
حافظ » قطعات
 

به سمع خواجه رسان ای ندیم وقت‌شناس

به خلوتی که در او اجنبی صبا باشد

لطیفه‌ای به میان آر و خوش بخندانش

به نکته‌ای که دلش را بدان رضا باشد

پس آنگهش ز کرم این قدر به لطف بپرس

که گر وظیفه تقاضا کنم روا باشد



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

دیوان حافظ به خط سلطانعلی مشهدی با تصاویر حاشیهٔ افزوده در دورهٔ گورکانی هند » تصویر ۲۲۶

حاشیه‌ها

تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

صبا نوشته:

منظورحافظ ازاین شعرچیه!؟ومخاطبش کیه!؟

👆☹

رضا مرادی نوشته:

با درود، منظور از “وطیفه” حقوق ماهیانه یا مقرری است، که شاعر در اینجا با کمال شرم و ادب از پیشخدمت خواجه درخواست میکند در صورت امکان حقوق خود را، احتمالا زودتر از موعد مقرر، بگیرد.

👆☹

حمیدرضا نوشته:

لطیفه گویی وبذله گویی همیشه ایجاد لبخند در دو طرف میکند و مانند نیشخند نیست

آنکه در نیشخند زدنش می خندد،دیگری از آن نیش،آزرده می شود و نیش زننده، احساس قدرت و برتری می کند

حافظ در این شعر ماهیت لطیفه را روشن می سازد

به سمع خواجه رسان ای ندیم وقت‌شناس
به خلوتی که در او اجنبی صبا باشد

لطیفه‌ای به میان آر و خوش بخندانش
به نکته‌ای که دلش را بدان رضا باشد

پس آنگهش ز کرم این قدر به لطف بپرس
که گر وظیفه تقاضا کنم روا باشد

رندی هویت معمائی ایرانی

👆☹

علی نوشته:

اجنبی تنها در این اثر حافظ استفاده شده است

👆☹

علی نوشته:

وقت‌شناس تنها در این اثر حافظ استفاده شده است

👆☹

علی نوشته:

وظیفه تنها در این اثر حافظ استفاده شده است

👆☹

علی نوشته:

به قلم: استاد بهاء الدین خرمشاهی

□ یک نمونه طنز هم حافظ پدید می‌آورد که به‌قول امروزی‌ها «خودزنی» یعنی انتقاد از خود است. می‌دانید آدم گاهی انتقاد از خود می‌کند که از دیگری کرده باشد. چون در مورد خودش دستش باز است، دیگر کسی مدعی نمی‌شود.

👆☹

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید