گنجور

شمارهٔ ۶۴ - ناله های من

 
عبدالقادر گیلانی
عبدالقادر گیلانی » غزلیات
 

من که هستم زنده دور از دلربای خویشتن

گر برفتم می کشد بازم به جای خویشتن

نه مرا در خانه کس راه و نه در مسکنی

می توانم بود یکدم در سرای خویشتن

ای که می نالی ز عشق یار و جور روزگار

سوی من می بین و کن شکر خدای خویشتن

گر ز عشق افزون نبودی در دل پایای من

فکر می کردم به جان گرد هوای خویشتن

تا نهادم بر سر کویت قدم بی اختیار

توتیای دیده سازم خاکپای خویشتن

بس که زاری می کنم بیهوش گردم هر زمان

باز می آیم به هوش از ناله های خویشتن

غیر محیی کو خود از بهر تو خواهد در جهان

هر که می خواهد تو را خواهد برای خویشتن



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.