گنجور

شمارهٔ ۵۵ - بی ماه روی تو

 
عبدالقادر گیلانی
عبدالقادر گیلانی » غزلیات
 

هرگز مباد آنکه بهشت آرزو کنم

خود را به هیچ ، بهر چه بی آبرو کنم

چندین هزار جان گرا میشود به باد

گر من حدیث طرّه او مو به موکنم

چون دست من به جام مرصّع نمی رسد

قلّاش وار "دِرَمی" از او آرزو کنم

آن سال و مه مباد که بی ماه روی تو

یک لحظه زندگانی خود آرزو کنم

خود را به دار برکشم از دست جور او

وز آه جان گداز رسن در گلو کنم

محیی اگر به کعبه کنم روی در نماز

شرمم شود که روی دگر سوی او کنم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام