تیر او پیوسته میخواهم که آید سوی دل
لیک میترسم، شود پیوسته در پهلوی دل
دل ز من گم گشت اکنون روزگاری شد که غم
گرد کویش دربدر گردد به جست و جوی دل
گل رخان را باید از غنچه وفا آموختن
کو به بلبل تا دم آخر نماید روی دل
گر سگ کویش کند دیوانگی نبود عجب
چون دل من همدمش بود و گرفته خوی دل
آتش از غیرت زنم خلوت سرای سینه را
گربود آنجا به جز درد تو هم زانوی دل
ای پری رویان دل محیی بدست آرید باز
ورنه تا محشر نخواهد کرد ،گفت و گوی دل
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و دلتنگی خود برای محبوب سخن میگوید. او میخواهد محبوبش به دلش نزدیک شود، اما از این میترسد که همیشه در کنار دلش بماند. دل او گم شده و به جستجوی آن میپردازد. همچنین به زیبایی گل و وفا اشاره میکند و میگوید که بلبل باید از گلها چیزی بیاموزد. او از عشق خود بسیار بیتاب است و میگوید که حتی اگر دلش به درد بیفتد، این عشق را تحمل میکند. در نهایت از معشوق میخواهد که به او بازگردد و گرنه در روز قیامت هم با دلش گفت و گویی نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: من همیشه خواستار تیر عشق او هستم که به سمت قلبم بیفتد، اما از این میترسم که این تیر به صورت مداوم در کنار قلبم بماند و مرا مجروح کند.
هوش مصنوعی: دل من گم شده و اکنون زمانی فرا رسیده که غم و اندوه باعث شده است به دنبال دل گمشدهام در اطراف کوی او بگردم.
هوش مصنوعی: برای شکوفههای زیبا باید از جوانههای وفا درس گرفت، زیرا بلبل تا آخرین لحظه زندگیاش وفادارانه به زیبایی دل مینگرد.
هوش مصنوعی: اگر کسی به عشق او دیوانه شود، جای تعجب نیست، چون دل من نیز همچون او در عشقش غرق شده و به حالت دلباختگی رسیده است.
هوش مصنوعی: آتش غیرت در سینهام میسوزد، چون اگر در آنجا به جز درد تو چیزی نباشد، جایی برای آرامش و خلوت من نخواهد ماند.
هوش مصنوعی: ای زیبا رویان، دل به دست آورید و زندگی را زنده کنید، وگرنه تا روز قیامت، سخن دل نخواهد بود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در محبت بس که خواری دیدم از پهلوی دل
از کسی هرگز نمیخواهم ببینم روی دل
هرکجا گردی بود، افشاندهٔ دامان ماست
میرسد از هر غباری بر مشامم بوی دل
خوابگاه آهوان شد همچو صحرا دامنش
[...]
چشم پیکانت، نگاهی کرده روزی سوی دل
زحم هرگز بر ندارد چشم خویش از روی دل
بسکه طومار سخن پیچیده در دل مانده است
تارها شد از زبانم، باز گردد سوی دل
یاد شوخی های مژگان تو بیدارش کند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.