گنجور

شمارهٔ ۱۷ - آرزو دارم

 
عبدالقادر گیلانی
عبدالقادر گیلانی » غزلیات
 

روزنی جز زخم تیرش در سرای تن مباد

غیر داغ حسرتش تا بام آن روزن مباد

عاشق روی بتان یا رب مبادا هیچکس

ورکسی عاشق شود یارا به سان من مباد

کرده از تیرجفا هر لحظه چاکی در دلم

آنکه از خاریش هرگز چاک در دامن مباد

مهرومه را روشنی از پرتو رخسار توست

بی رخت هرگز چراغ مهر ومه روشن مباد

جنّت عاشق چو باشد بعد مردن کوی یار

مرغ جانم را جز آن دیوار و در مسکن مباد

آرزو دارم که در عشقت تن بیمار من

خالی از افغان وزاری فارغ از شیون مباد

تاج شاهی چون شود با خاک یکسان عاقبت

افسر محیی به جز خاکستر گلخن مباد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام