گنجور

شمارهٔ ۸۲

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

نوای من چو ز صد پرده بر یک آهنگ است

چه شد که غنچه صد برگ او به صد رنگ است

ز کودکان نکند مرغ روح مجنون رم

هنوز در دل دیوانه حسرت سنگ است

ازآن چو شعله به یکبار در گرفته دلم

که تا به گردن شمع از فسردگی ننگ است

صدای تیشه فرهاد بزم شیرین را

به از ترانه داوود و نغمه چنگ است

به آب دیده چنان رنگ داده خون دلم

که خون دل به کفت چون حنای بی‌رنگ است

اگر غلط نکنم گوش سوی من دارد

که پیک ناله‌ام امروز سیر آهنگ است

چنان ز نسبت زلفت به شام تیره خوشم

که نور صبح بر آیینه دلم زنگ است

به بلبلان چمن ناز اگر کند شاید

صبا که دامن برگ گلیش در چنگ است

پی فریب تو قدسی به جلوه حاجت نیست

کرشمه نگهش را هزار نیرنگ است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام