گنجور

 
قدسی مشهدی

نوای من چو ز صد پرده بر یک آهنگ است

چه شد که غنچه صد برگ او به صد رنگ است

ز کودکان نکند مرغ روح مجنون رم

هنوز در دل دیوانه حسرت سنگ است

ازآن چو شعله به یکبار در گرفته دلم

که تا به گردن شمع از فسردگی ننگ است

صدای تیشه فرهاد بزم شیرین را

به از ترانه داوود و نغمه چنگ است

به آب دیده چنان رنگ داده خون دلم

که خون دل به کفت چون حنای بی‌رنگ است

اگر غلط نکنم گوش سوی من دارد

که پیک ناله‌ام امروز سیر آهنگ است

چنان ز نسبت زلفت به شام تیره خوشم

که نور صبح بر آیینه دلم زنگ است

به بلبلان چمن ناز اگر کند شاید

صبا که دامن برگ گلیش در چنگ است

پی فریب تو قدسی به جلوه حاجت نیست

کرشمه نگهش را هزار نیرنگ است

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
ظهیر فاریابی

پناه و قدوه شاهان عصر نصرت دین

تویی که خاک درت کیمیای فرهنگ است

به گرد موکب قدرت نمی رسد گردون

که در میانه مسافت هزار فرسنگ است

به ساعتی شکند رُمح تو طلسم عدو

[...]

عراقی

رخ نگار مرا هر زمان دگر رنگ است

به زیر هر خم زلفش هزار نیرنگ است

کرشمه‌ای بکند، صدهزار دل ببرد

ازین سبب دل عشاق در جهان تنگ است

اگر برفت دل از دست، گو: برو، که مرا

[...]

سعدی

دلی که عاشق و صابر بود مگر سنگ است؟

ز عشق تا به صبوری هزار فرسنگ است

برادران طریقت نصیحتم مکنید

که توبه در ره عشق، آبگینه بر سنگ است

دگر به خُفیه نمی‌بایدم شراب و سماع

[...]

امیرخسرو دهلوی

کسی که عشق نبازد نه آدمی سنگ است

بلای عشق کشد هر که آدمی رنگ است

چه نقش بندی از اندیشه ای که بی عشق است

چه روی بینی از آیینه ای که در زنگ است

هزار پاره کنم جان مگر که در گنجد

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از امیرخسرو دهلوی
جامی

مقیم کوی تو را فسحت حرم تنگ است

ز کعبه تا سر کویت هزار فرسنگ است

دلم ضعیف و ز هر سو ملامتی چه کنم

که شیشه نازک و هر جا که می روم سنگ است

مکن به حلقه ما ذکر رشته تسبیح

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه