گنجور

شمارهٔ ۷۰

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

چشم عیبت چو نباشد گل و خاشاک یکی‌ست

پاک‌بین را همه جانب نظر پاک یکی‌ست

عالمی قرب غمت یافته اما نه چو من

کشته بسیار ولی بسته فتراک یکی‌ست

زخم شمشیر بلا بر سر هم می‌آید

خورده صد تیغ مرا بر جگر و چاک یکی‌ست

قرب بعدم نشود موجب شادی و ملال

پیش سودازدگان قدر گل و خاک یکی‌ست

هرکجا هست ملالی همه مخصوص من است

هیچ‌جا نیست ز غم خالی و غمناک یکی‌ست

غیر آیینه کسی روی تو را سیر ندید

کوکب سعد همانا که بر افلاک یکی‌ست

نکته‌سنجان همه یک نوع شناسند سخن

در طبیعت همه‌جا نشات ادراک یکی‌ست

قدسی از حب وطن چند نشینی به قفس؟

خیز و پرواز سفر کن همه‌جا خاک یکی‌ست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام