زاهد ز منع تو دل صد بینوا شکست
خون پیاله ریختی و رنگ ما شکست
آگه نیم که سنگ کجا خورده شیشهام
دانم که دل شکسته ندانم کجا شکست
امشب که بود نکهت پیراهن امید
طالع نگر که خار به پای صبا شکست
دامنکشان گذشتی و صد جیب پاره شد
بیگانه گشتی و دل صد آشنا شکست
تا کی دهیم جلوه دل زنگ بسته را؟
هرکس شکست آینه ما بجا شکست
از خارخار سینه دلم را قرار نیست
بازم ز رهگذار که خاری به پا شکست؟
عاشق قدم به کوی سلامت نمینهد
خواهد برای شیشه خویش از خدا شکست
سنجیده دل به شادی عالم غم ترا
خاکش به سر که گوهر غم را بها شکست
قدسی به کام خویش مراد انتخاب کن
چون لطف یار قفل در مدعا شکست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر فوق به بیان احساسات عمیق و دردناک عاشقانه میپردازد. شاعر از دل شکسته و درد ناشی از جدایی میگوید و حسرت بر روابط از دست رفته را به تصویر میکشد. او به زخمهای عاطفی خود و تأثیرات منفی آن بر زندگیاش اشاره میکند. در این اشعار، از تضاد بین زیبایی و درد، امید و ناامیدی، و نیز رابطهای که به بیاحساسی منجر شده است، صحبت به میان آمده است. شاعر در پی تجلی عشق و زیبایی است در حالی که قلبش از درد و غم لبریز است. این مضامین نشاندهندهی پیچیدگی احساسات انسانی و جستجو برای معنا در عشق و زندگی است.
هوش مصنوعی: زاهد، با جلوگیری از عشق و لذتها، دلهای بسیار را شکستهای و دلی که مانند یک پیاله خونین است، به رنگ ما نیز آسیب زدهای.
هوش مصنوعی: میگوید که نمیدانم یا متوجه نیستم که شیشهام چطور شکسته و سنگ کجا به آن برخورد کرده است، تنها میدانم که دلم شکسته است، اما نمیدانم چطور و در کجا این اتفاق افتاده.
هوش مصنوعی: امشب وقتی که بوی دلپذیر پیراهن امید خوشحالی را حس میکنم، به آسمان نگاه میکنم و میبینم چطور گلهای تازه به سینهی صبح آسیب میزنند.
هوش مصنوعی: تو با زیبایی و جاذبهات از کنار من گذشتی و دلهای بسیاری را که به تو وابسته بودند، شکستی. حالا که به بیگانگی رفتهای، دیگر هیچکس از درد جداییات در امان نیست.
هوش مصنوعی: تا کی باید زیبایی دل دلسوختهمان را پنهان کنیم؟ هرکس که شکستهامان را بیدلیل میشکند، در واقع خودش هم شکسته است.
هوش مصنوعی: دل من آرام و قرار ندارد و هر بار که از مسیر گذر میکنم، انگار دوباره به یاد آن دردها و جراحات میافتم. چرا که حتی یک خار در پا هم مرا به یاد آن دردهای گذشته میاندازد.
هوش مصنوعی: عاشق بهخاطر شیشهای که در وجودش دارد، نمیتواند به کوی محبوبش قدم بگذارد و از خدا میخواهد که این شیشه را بشکند.
هوش مصنوعی: دل را با شادیهای دنیا سنجیدهام، اما غم تو را به هیچ میشمارم. غم، ارزشش را از دست داده و دیگر بهایش کم شده است.
هوش مصنوعی: از یک فرشته (قدسی) بخواه که خواستهات را انتخاب کند، زیرا مانند مهربانی یار، دروازههای آرزو را میگشاید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.