گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
قدسی مشهدی
 

گشته پنهان از نظر آن‌کس که صیاد من است

عالمی را برده از یاد آنکه در یاد من است

هر که رُفت از دل غباری بر دلم آمد نشست

هرکجا گم شد غمی در محنت‌آباد من است

ناله‌ای کردم برآمد شیون از صحن چمن

گرمی عشق گل و بلبل ز فریاد من است

نگذرد در خاطر صیاد صید از دوستی

دشمن جان من است آنکس که در یاد من است

در خراش سینه من کز ناتوانی عاجزم

کوه بشکافم اگر گویی که فرهاد من است

قطره بر دریا فزونی می‌کند در عشق زود

عمرها شاگرد من بود آنکه استاد من است

زردی رویم نه از بیم است قدسی زیر تیغ

رنگ زردم عذرخواه تیر جلاد من است

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.