گشته پنهان از نظر آنکس که صیاد من است
عالمی را برده از یاد آنکه در یاد من است
هر که رُفت از دل غباری بر دلم آمد نشست
هرکجا گم شد غمی در محنتآباد من است
نالهای کردم برآمد شیون از صحن چمن
گرمی عشق گل و بلبل ز فریاد من است
نگذرد در خاطر صیاد صید از دوستی
دشمن جان من است آنکس که در یاد من است
در خراش سینه من کز ناتوانی عاجزم
کوه بشکافم اگر گویی که فرهاد من است
قطره بر دریا فزونی میکند در عشق زود
عمرها شاگرد من بود آنکه استاد من است
زردی رویم نه از بیم است قدسی زیر تیغ
رنگ زردم عذرخواه تیر جلاد من است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر، با استفاده از imagery و احساسات عمیق، به بیان درد و رنج عاشقانه شاعر میپردازد. او احساس میکند که زیر نظر کسی است که همچون صیاد به او توجه دارد ولی خود را پنهان کرده است. رابطهاش با یاد آن شخص در تعارض است و او را در محنتهای زندگی غرق میکند. عشق مرا به شدت تحت تأثیر قرار داده و شاعر از نالهها و فریادهای خود به غم و اندوهی عمیق اشاره میکند. همچنین، او به طور نمادین به قدرت عشق و یاد آن شخص اشاره میکند و تأکید میکند که دوستداشتن او، مصداقی از تسلیم در برابر عشق است. در نهایت، با زردی چهرهاش به دلیل تیر زهرآلودی که عشقش برایش به ارمغان آورده، کار خود را توجیه میکند و به این موضوع میپردازد که عشق او را در تنگنا قرار داده است.
هوش مصنوعی: آن کسی که مرا شکار کرده، دیگر نمیتواند مرا ببیند و فراموشی بر او حاکم شده است، در حالی که من همچنان به یاد کسی هستم که در دل من جای دارد.
هوش مصنوعی: هر کسی که از دل من دور شد، غباری بر دل من نشسته و هر جا که غم و اندوهی وجود داشته باشد، در سرزمین درد من است.
هوش مصنوعی: من یک ناله زدم و از باغ چمن صدای شیونی بلند شد. گرمی عشق بین گل و بلبل ناشی از فریاد من است.
هوش مصنوعی: صیاد هرگز به شکار دشمن فکر نمیکند، زیرا آن کسی که در دل من جای دارد، دوست من و سبب زندگیام است.
هوش مصنوعی: دلم آنقدر شکسته و آشفته است که اگر میتوانستم، کوهها را هم میشکافتم. فقط کافی است بگویی که فرهاد من است.
هوش مصنوعی: عشق و محبت باعث میشود حتی کوچکترین چیزها در مقابل عظمت بزرگترها، ارزش و تأثیر خود را نشان دهند. کسی که در عشق و دانش آموزگار من بوده، خود به معنای واقعی استاد است و سالهای زیادی در این مسیر من را راهنمایی کرده است.
هوش مصنوعی: چهره زرد من نشانه ترس نیست، بلکه به خاطر این است که در زیر فشار و شرایط سخت قرار دارم. عذر من تیرهای تند و بیرحمی هستند که به سوی من پرتاب میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بر درت کانجا سیاست مانع از داد من است
آن که بیزنجیر در بند است فریاد من است
آن که میگردد مدام از دور باش خشم و کین
دور دور از بارگاه خاطرت یاد من است
ای خوش آن مشکل که چون خسرو نداند حل آن
[...]
غصه ی عالم نصیب جان ناشاد من است
محنت روی زمین در محنت آباد من است
دایم اندیشد که چون از کوی خود دورم کند
کفر نعمت باشد ار گویم که بی یاد من است
آن چنانم بست کو خود به تیر نتواند گشود
[...]
آنچه هرگز محرم گوشت نشد داد من است
وآنچه نگذشته است در خاطر ترا یاد من است
ناله می گردد تکلم بر لبم از درد هجر
گفت و گوی من چو نی دور از تو فریاد من است
پنجهٔ صد کوهکن پیچیده دست قدرتم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.