گنجور

شمارهٔ ۴۳۶

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

بهار رفت و نچیدم گل از بر رویی

گذشت عید و ندیدم هلال ابرویی

گشاده‌روی به هر در شدم چو آینه، لیک

چو پشت آینه از کس نیافتم رویی

از آن مقید ضعفم که در ضعیفیها

ز خویش در غلط افتم به تار گیسویی

جفا کشیدن فرهاد اگر قبولت نیست

به بیستون رو و دریاب دست و بازویی

نیم به رشک ز سامان غنچه، چون من هم

چو لاله دارم از اسباب داغ، پهلویی

ز ضعف، بر دل مجروح خود گران شده‌ام

چنان که خشک شود بر جراحتی، مویی

هلاک مشرب آن بیدلم که چون قدسی

نمی‌کشد به بهشتش دل از سر کویی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام