گنجور

شمارهٔ ۴۲۹

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

عاشقی، بر بستر آسودگی پهلو منه

تکیه زن بر شعله در گلخن، به گلشن رو منه

زهر اگر بر لب نهی، چون می بنوش و دم مزن

تیغ اگر بر سر نهی، سر بر سر زانو منه

بر میان زنار جز از زلف ترسایان مبند

طوق بر گردن به غیر از حلقه گیسو منه

کی خبر دارد ز ذوق عاشقی آن کس که گفت

دل به پیچ و تاب زلف و عشوه ابرو منه

عشق اگر خواهی دلا خون خور نهان و دم مزن

همچو قدسی داستانی بر سر هر کو منه

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام