چو باد سوی تو آید، ز غیرت آب شوم
به یک نسیم، چو نقش قدم خراب شوم
من و شکست حریفان کجاست تا به کجا
خمار نشکند از من، اگر شراب شوم
تو از شراب صبوحی شکفته باش، که من
دماغ خنده ندارم گر آفتاب شوم
تعلقم به فلک نیست، آن اسیر نیم
که چون نسیم، مقید به هر حباب شوم
کجا بر آتش دل آب میتوانم زد
چو شمع اگر ز ملاقات شعله آب شوم
سر معارضه با هیچکس نمانده مرا
به روی کس نکشندم اگر نقاب شوم
هوای وصل سواریست در سرم که ز ناز
به دیدهام ننهد پا، اگر رکاب شوم
سر پیاله سلامت، چه شد که رفت بهار
اگر به ابر نباشد، به می خراب شوم
به هیچ چیز نمانم، ز بس که هیچ شدم
فریب من نخورد تشنه، گر سراب شوم
ز بزم خویش حریفان مرا برون مکنید
شراب اگر نتوانم شدن، کباب شوم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساس عمیق شاعر نسبت به عشق و تجربههای روحانی و عاطفی اوست. شاعر به تشبیهاتی زیبا از طبیعت و شراب استفاده میکند تا احساسات خود را نسبت به معشوق و وضعیت درونیاش انعکاس دهد. او میگوید که هرگاه به یاد معشوق بیفتد، تحت تأثیر عشق به حالت خمار و خراب میرسد و احساس تنهایی و شکست را تجربه میکند. در این مسیر، او در جستوجوی وصال است و به عمق احساسات خود نسبت به عشق و زندگی اشاره میکند. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که در هیچ چیزی جز عشق نمیتواند به آرامش برسد و خودش را در جمع دوستان و حریفان فراموش میکند.
هوش مصنوعی: وقتی که نسیم محبت تو به من میرسد، با حس غیرت و عشق، مانند آبی زودگذر میشوم و هر لحظه که یاد تو بیافتد، احساس میکنم که وجودم در هم میریزد.
هوش مصنوعی: من و رقبایم در کجا هستند که اگر من تبدیل به شراب شوم، خمار (سکر) آنها از من کاهش نیابد؟
هوش مصنوعی: تو از شراب صبحگاهی شاداب و پرنشاطی، اما من به قدری غمگین و افسردهام که حتی اگر به خوشی و روشنی تبدیل شوم، هنوز هم نمیتوانم بخندم.
هوش مصنوعی: من وابسته به آسمان نیستم، بلکه به آن کسی مانندی هستم که مانند نسیم، به هر حبابی که میوزد وابسته میشود و در آنجا آرام میگیرد.
هوش مصنوعی: نمیتوانم بر دل سوختهام آبی بریزم، چرا که اگر در ملاقات با شعلهٔ محبت ذوب شوم، همچون شمعی خواهم بود که در آتش ذوب میگردد.
هوش مصنوعی: من با هیچکس دشمنی ندارم و هیچکس نمیتواند مرا به روی خود بیاورد، حتی اگر نقاب بزنم.
هوش مصنوعی: در ذهن من، آرزوی رسیدن به وصال محبوبی وجود دارد که با ناز و زیباییاش، هیچگاه اجازه نمیدهد به او نزدیک شوم، حتی اگر خودم تلاش کنم.
هوش مصنوعی: سلامتی سر پیاله را به خاطر داشته باش، اما چرا بهار از دست رفته است؟ اگر باران نبارد، من در میخانه سقوط میکنم.
هوش مصنوعی: من هیچ چیز نخواهم ماند، زیرا آنقدر به هیچ تبدیل شدهام که هیچکس فریبم را نخواهد خورد، حتی اگر مانند سراب باشم که تشنگان را میفریبد.
هوش مصنوعی: بیرون نکنید دوستانم را از مجلس شادیام، زیرا اگر نتوانم از شراب نوشیدن لذت ببرم، بهتر است که به حالتی دیگر دچار شوم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خوش آنکه روی توبینم در اضطراب شوم
چو ذره رقص کنان محو آفتاب شوم
ز رخ نقاب برافکن خدای را زان پیش
که زیر خاک ز هجر تو در نقاب شوم
به زنگ جامه تو کس مباد چند ز دور
[...]
خوش آن جهان چو من از داغ دل کباب شوم
زمانه را کنم آباد اگر خراب شوم
بر آن شدم که چنان آتشی برافروزم
که در میانهٔ آن تا ابد کباب شوم
دهان شیشه گشاد است، عشق نزدیک است
[...]
ز من کناره کند موج اگر حباب شوم
فریب من نخورد تشنه گر سراب شوم
کم خمار بگیرد، اگر شراب شوم
برآورد ره روزن، گر آفتاب شوم
چگونه با دیگران بینمت، که عکس رخت
اگر در آینه افتد، ز غیرت آب شوم
ز غیرتم شده آگاه، چون ز من رنجد
[...]
ز تاب آتش نظاره ات چو آب شوم
ز بس هوای تو دارد دلم، حباب شوم
کجاست طالع آنم که درسواری ناز
ز پای بوس تو همچشم با رکاب شوم
ز تیره بختی من با فروغ یار چه غم؟
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.