خوش آنکه روی توبینم در اضطراب شوم
چو ذره رقص کنان محو آفتاب شوم
ز رخ نقاب برافکن خدای را زان پیش
که زیر خاک ز هجر تو در نقاب شوم
به زنگ جامه تو کس مباد چند ز دور
به دیدن تو بهر دیگری خراب شوم
لب تو هست به رخشنده لعل چون نگرم
به کف زلال چرا تشنه در سراب شوم
چو خیمه گر نکنی سایه بر سرم این بس
که طوقدار تو از حلقه طناب شوم
ز خواب مرگ شود جان عاشق اسوده
بیا که در قدمت سر نهم به خواب شوم
به گریه گفته جامی چو خوانم از غم تو
کنار و جیب پر از گوهر خوشاب شوم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات و اشتیاق عمیق یک عاشق میپردازد. شاعر آرزو میکند که هرگاه چهره معشوق را ببیند، در هیجان و اضطراب غرق شود و همچون ذرهای در زیر نور خورشید برقصید. او از معشوق میخواهد که نقاب خود را بردارد تا درد جدایی را کمتر احساس کند. شاعر به وابستگی خود به معشوق اشاره میکند و میگوید که دیدن او برای دیگران بیمعنی است. او همچنین به زیبایی لبهای معشوق و خواست خود برای سیراب شدن از عشق اشاره میکند. در نهایت، شاعر به امید وصال معشوق و خواب آرام در کنارش میاندیشد و غم خود را از دوری او در اشک میریزد.
هوش مصنوعی: خوشحال است که بتوانم چهرهات را ببینم و در این حال دچار آشفتگی شوم، مانند ذرهای که با شادی و اشتیاق در نور خورشید میرقصد و به طور کامل محو آن میشود.
هوش مصنوعی: ای خدای من، چهرهات را از پشت پرده بردار، قبل از اینکه به خاطر دوریات زیر خاک دفن شوم.
هوش مصنوعی: هیچکس در دور و بر تو نباید بر زنگ لباس تو توجه کند، زیرا من نمیخواهم به خاطر دیدن تو، برای دیگری پریشان شوم.
هوش مصنوعی: لب تو مانند لالی درخشان است و وقتی به آن نگاه میکنم، نمیدانم چرا با وجود زلالی که در دست دارم، هنوز تشنهام و به دنبال آب در سراب میگردم.
هوش مصنوعی: اگر خیمهدار بالای سرم سایه ناندازد، من به قدری تحت فشار قرار میگیرم که ممکن است از حلقه طناب آویزان شوم.
هوش مصنوعی: عاشق از خواب مرگ بیدار میشود و آرامشی مییابد. بیا که میخواهم در مقابل تو سر به خاک بگذارم و به خواب بروم.
هوش مصنوعی: وقتی از غم تو میخوانم، مانند گلی که به گریه میافتد، احساس میکنم که دلم پر از زیبایی و شادی میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خوش آن جهان چو من از داغ دل کباب شوم
زمانه را کنم آباد اگر خراب شوم
بر آن شدم که چنان آتشی برافروزم
که در میانهٔ آن تا ابد کباب شوم
دهان شیشه گشاد است، عشق نزدیک است
[...]
ز من کناره کند موج اگر حباب شوم
فریب من نخورد تشنه گر سراب شوم
چو باد سوی تو آید، ز غیرت آب شوم
به یک نسیم، چو نقش قدم خراب شوم
من و شکست حریفان کجاست تا به کجا
خمار نشکند از من، اگر شراب شوم
تو از شراب صبوحی شکفته باش، که من
[...]
ز تاب آتش نظاره ات چو آب شوم
ز بس هوای تو دارد دلم، حباب شوم
کجاست طالع آنم که درسواری ناز
ز پای بوس تو همچشم با رکاب شوم
ز تیره بختی من با فروغ یار چه غم؟
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.