گر ز چنگ شحنه هجران امان مییافتم
از وصال یار، عمر جاودان مییافتم
خویش را پروانه میسوزد ز گرمیهای شمع
مهر میگشتم، اگر یک مهربان مییافتم
بهر هر کالای معنی، در کمین صد رهزن است
کاشکی صد گنج را یک پاسبان مییافتم
یاد باد آن سادهلوحیها که در مجلس چو شمع
هرچه در دل مینهفتم بر زبان مییافتم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به حسرت و longing اشاره میکند و میگوید اگر از درد جدایی رهایی مییافت، به وصال معشوق و عمری جاودان دست پیدا میکرد. او همچنین به سوزش دل خود به علت عشق و گرمی احساساتش اشاره میکند و آرزو دارد اگر کسی مهربان پیدا میکرد، از این آتش عشق نجات مییافت. شاعر از دشواریهای زندگی و وجود موانع در مسیر معنا و احساسات حرف میزند و آرزو دارد که کاش برای گنجهای معنوی یک محافظ وجود میداشت. در نهایت، به یاد میآورد که در گذشته چقدر سادهلوح بوده و احساساتش را در مجلسی به راحتی ابراز میکرده است.
هوش مصنوعی: اگر از چنگال جدایی و فراق خلاص میشدم و به وصال محبوب میرسیدم، عمرم جاودانه و بیپایان میبود.
هوش مصنوعی: دل خود را شعلهور از عشق میبیند و با وجود گرما و روشنایی محبت، دنبال یک انسان مهربان میگردم تا در کنارش آرامش بیابم.
هوش مصنوعی: برای هر چیزی که معنای عمیقی دارد، صد دزد آمادهاند که به آن آسیب برسانند. ای کاش به جای این همه خطر، تنها یک نگهبان برای یکصد گنجینه پیدا میکردم.
هوش مصنوعی: به یاد میآورم آن زمانهایی که مانند شمع در مجلس، هر آنچه در دل داشتم را به سادگی بر زبان میآوردم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از دل گم گشته خود گر نشان می یافتم
یوسف خود را میان کاروان می یافتم
چشم من از نقش تا بر خامه نقاش بود
برگ عیش نوبهاران از خزان می یافتم
می توانستم به گرد خود حصاری ساختن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.