گنجور

 
قدسی مشهدی

گر ز چنگ شحنه هجران امان می‌یافتم

از وصال یار، عمر جاودان می‌یافتم

خویش را پروانه می‌سوزد ز گرمی‌های شمع

مهر می‌گشتم، اگر یک مهربان می‌یافتم

بهر هر کالای معنی، در کمین صد رهزن است

کاشکی صد گنج را یک پاسبان می‌یافتم

یاد باد آن ساده‌لوحی‌ها که در مجلس چو شمع

هرچه در دل می‌نهفتم بر زبان می‌یافتم

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
صائب تبریزی

از دل گم گشته خود گر نشان می یافتم

یوسف خود را میان کاروان می یافتم

چشم من از نقش تا بر خامه نقاش بود

برگ عیش نوبهاران از خزان می یافتم

می توانستم به گرد خود حصاری ساختن

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه