تا شد زبان گره چو جرس، بر فغان زدیم
گویا برای ناله گره بر زبان زدیم
رنگ شکسته، فال محبت بود، ازان
خرمن چو گل به نیت باد خزان زدیم
از هر سری، چو کوه، صدایی بلند شد
انگشت شکوه بر لب کون و مکان زدیم
غیر از حدیث مطرب و می هرچه خوانده شد
در حالت مطالعهاش بر کران زدیم
تا دیگران هنر نشمارند عیب ما
دامن به عیبجویی خود بر میان زدیم
در کوی یار، عمر به افسانه سر شد
تا قفل خواب بر مژه پاسبان زدیم
هرگز به عشق، ناله ما این اثر نداشت
تیری چو کودکان به غلط بر نشان زدیم
شست آب دیده نقش عمارت ز روزگار
نقش دگر بر آب درین خاکدان زدیم
خوردیم باده کهن از دست نوخطی
آتش ز رشک در دل پیر و جوان زدیم
قدسی ز بینشانی خود چون زنیم لاف؟
بر سینه مهر داغ ز بهر نشان زدیم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان احساسات و تجربیات خود میپردازد. او از زبان به عنوان ابزاری برای بیان درد و فریاد استفاده میکند و به بیان عشق و ناکامیهایش میپردازد. شاعر به تصویر کشیدن حسرت و نالههای عاشقانه میپردازد و میگوید که در زندگی، با عیوب خود و دیگران درگیر است. او همچنین اشاره میکند که عمرش در عشق سپری شده و در جستجوی حقیقت و زیبایی است. اگر چه تلاش میکند، اما همچنان احساس ناتوانی و ناامیدی دارد. در نهایت، شاعر به یگانگی عشق و تاثیر آن بر زندگی انسانها اشاره میکند.
هوش مصنوعی: وقتی زبان ما که مثل زنجیری درهم شده بود، آزاد شد، شروع به فریاد زدن کردیم، گویا برای ابراز ناراحتیمان از همان زنجیرهایی که بر زبانمان بود، ناله میکردیم.
هوش مصنوعی: رنگ شکسته نماد دستکم گرفتن عشق است و ما با کسواری و ضعف، از آن خرمن عشق مثل گلی که در باد پاییز میافتد، به دوری و دلزدگی رسیدیم.
هوش مصنوعی: از هر نقطهای، صدای بلندی مانند صداهای کوه به گوش رسید و ما با حیرت به وضعیت جهان اشاره کردیم.
هوش مصنوعی: جز داستانهای مربوط به موسیقی و شراب، هر آنچه در حین خواندن مطالعه کردیم، همه را کنار گذاشتیم.
هوش مصنوعی: ما برای اینکه دیگران نتوانند عیبهایمان را بشمارد، خودمان به عیبجویی پرداخته و به سراغ عیبهایمان رفتیم.
هوش مصنوعی: در مکان یار، عمرم به قصهها گذشت و ما تا جایی که توانستیم خواب را بر چشمانمان نگه داشتیم.
هوش مصنوعی: هرگز ناله و زاری ما در عشق تأثیری نداشت، مانند اینکه تیر را به اشتباه و از روی بیتوجهی مثل بچهها بر یک هدف نشانه رفتیم.
هوش مصنوعی: ابراز میکند که به مرور زمان، زندگی و ساختارهای آن مانند یک بنا تحت تأثیر آب و جریان زمان تغییر میکنند. ما نیز در این دنیا که مانند خاکی است، تلاش کردهایم برای خود نقشی بزنیم و اثری بجا بگذاریم، هرچند که همه چیز در نهایت دستخوش تغییر میشود.
هوش مصنوعی: ما از دست یک معصوم نوشیدیم شراب قدیمی که باعث حسادت در دل جوانان و پیران شد.
هوش مصنوعی: چطور میتوانیم درباره بینشانیمان ادعا کنیم که قدسی هستیم؟ در حالی که برای نشان دادن خود، بر روی قلبمان نشانهای از عشق گذاشتهایم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ما حرف سود خویش برای زیان زدیم
خرمن چو گل به نیت باد خزان زدیم
من بعد، ما و حلقه رندان، چه سود کرد
چندان که حلقه بر در هفت آسمان زدیم
طول امل درازتر از روزگار بود
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.