گنجور

شمارهٔ ۳۸

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

به هر طرف که تو جولان دهی سمند آنجا

هزار فتنه ز هر سو شود بلند آنجا

شب فراق تو مهمان آن غم‌آبادم

که صبح هم نکند میل نوشخند آنجا

مرا چو سینه کنی چاک آنقدر بگذار

که ناخنی شودم گاه‌گاه بند آنجا

مرا ز صیدگه خود مران که عمری شد

چو حلقه دوخته‌ام دیده بر کمند آنجا

مرا بسوز به محفل برای دفع گزند

که داغ می‌شوم از گرمی سپند آنجا

گرفته خانه به کوی سهی‌قدان قدسی

مگر شود نظر کوتهش بلند آنجا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام